طرح جلد کتاب ِ «کانونیدن»

کتاب ِ «کانونیدن»

تن به عنوان ِ سرچشمه‌ی ِ اطّلاعات و نوآفرینی

نویسنده: دکتر یوجین تی. جندلین
ترجمنده: فرهاد سپیدفکر

پشتیبانی

ترجمه‌ی ِ این کتاب داوطلبانه انجام شده و به رایگان انتشار یافته است تا شاید رنجی از رنج‌های ِ انسان‌ها و جهان کاسته شود. ولی اگر کسی دوست داشت برای ِ کمک به این دست از پروژه‌ها داوطلبانه پرداخت ِ مالی داشته باشد می‌تواند از صفحه‌ی ِ زیر این کار را انجام دهد:

http://www.sepidfekr.com/giving-donation

دانلود

به راحتی می‌توانید این کتاب را به شکل ِ بر-خط از لینک‌های ِ آمده در فهرست ِ محتوا بخوانید ولی اگر دوست دارید بدون ِ اینترنت هم به آن دست‌رسی داشته باشید، برای ِ دانلود ِ رایگان ِ نسخه‌ی ِ پی.دی.اف ِ این کتاب می‌توانید از لینک ِ زیر به آن دست‌رسی داشته باشید:

یادداشت ِ ترجمنده


چرا این کتاب را ترجمیدم؟

اولین بار با خواندن ِ کتاب ِ دکتر هامبورگ با دکتر جندلین آشنا شدم.

چه باید بگویم؟ نمی‌دانم. یا شاید هم حال‌اش را ندارم. حرف زیاد است. حرف زیاد که باشد حرف‌ات نمی‌آید. بی‌آید هم سخت‌ات می‌آید. پس نمی‌زنی. نمی‌زنی و حرف‌های‌ات را بر دوش می‌کشی. تا جایی که دیگر نتوانی. خسته که شدی بر زمین می‌گذاری. ای کاش جایی بر زمین گذاری که گوشی برای ِ شنیدن باشد. نی‌آید آن روز که جای ِ گوش زبان بر سر ِ راه‌ات قرار گیرد. زبانی که گوش نمی‌دهد. از خسته شدن هم بی‌زار و پشیمان می‌شوی. حرفی بر حرف‌های ِ ناگفته‌ی ِ پیشین افزوده می‌شود. سنگین‌تر و خسته‌تر می‌روی. ناگهان از ناکجا گوشی از راه می‌رسد. ناگهان می‌بینی سبک شده ای و در آسمان‌ها می‌پری.

روزها است که می‌خواهم یادداشتی، چیزی برای ِ این کتاب بنویسم و کار را به پایان برم ولی نمی‌دانم چرا به پایان نمی‌رود که نمی‌رود. شاید به خاطر ِ ایمیل‌ها و پیام‌هایی است که در پاسخ ِ پیام‌های‌ام از مؤسّسه‌ی ِ کانونیدن گرفتم. پیام‌های ِ تلخی بودند، تلخ و دردناک. تا آن جا که حتّا بارها به خود گفتم بی هیچ یادداشتی فقط کتاب را انتشار دهم و از هیچ چیزی، چیزی نگویم. ولی دیدم هیچ چیز هم که نمی‌شود نگفت. در هر حال، چیزهایی گفته شده اند و نمی‌توان نادیده گرفت.

از این جا به بعد را ماه‌ها پس از بندهای ِ پیش دارم می‌نویسم ولی باز حرف‌ها این قدر زیاد است که انگار حرفی نی‌ست. ولی این جور که پیش می‌رود شاید این کتاب حالا حالاها باید همین جور بماند. بنابراین، فعلاً به همین یادداشت می‌بسندم تا شاید در آینده یادداشت ِ تازه‌ای برای‌اش بنویسم، شاید هم نه.

خب، از این جا به بعد را می‌توانید از لینک‌های ِ آمده در فهرست ِ محتوا بخوانید و بخش به بخش پیش بروید تا به پایان ِ کتاب برسید:
از نخستین بخش، یعنی «یادداشت ِ نویسنده برای ِ ویراست ِ تازه»، می‌توانید شروع کنید.

در پایان هم اگر دوست داشتید با خواندن ِ دو نوشته‌ی ِ کوتاه ِ زیر می‌توانید با پیشینه‌ی ِ نویسنده و ترجمنده‌ی ِ کتاب آشنا شوید و اگر باز دوست داشتید از راه ِ ایمیلی که برای ِ ترجمنده نوشته شده است با او تماس بگیرید. او خوش‌حال خواهد شد اگر دیدگاه‌ها و پیش‌نهادهای ِ شما را بشنود:

در باره‌ی ِ دکتر یوجین تی. جندلین

عکس ِ دکتر یوجین تی. جندلیندکتر یوجین تی. جندلین در سطح ِ بین‌المللی به عنوان ِ یک فیلسوف، روان‌شناس و روان‌درمان‌گر ِ بزرگ ِ آمریکایی شناخته شده است. او دکترای ِ خود را در رشته‌ی ِ فلسفه از دانش‌گاه ِ شیکاگو گرفت و از سال ِ ۱۹۶۴ تا ۱۹۹۵ در همان جا درس داد.

دکتر جندلین بارها به خاطر ِ نقش‌اش در رشد ِ روان‌درمانی ِ تجربی بزرگ‌داشته شده است. بخش ِ بالینی ِ انجمن ِ روان‌شناسی ِ امریکا در سال ِ ۱۹۷۰ جایزه‌ی ِ «روان‌شناس ِ حرفه‌ای ِ برجسته‌ی ِ سال» را به او داد. بخش ِ انسان‌دوستانه‌ی ِ انجمن هم در سال ِ ۲۰۰۰ جایزه‌ای به او و مؤسّسه‌ی ِ کانونیدن با هم داد. بخش ِ فلسفی ِ انجمن نیز در سال ِ بعد برترین جایزه‌ی ِ خود را به خاطر ِ «نقش ِ فلسفی و نظری ِ برجسته‌ی ِ وی در روان‌شناسی» به او داد.

او نشان ِ ویکتور فرانکل را از سوی ِ شهر ِ وین و بنیاد ِ خانواده‌ی ِ ویکتور فرانکل دریافته است. هم‌چنین، جایزه‌های ِ یک عمر دست‌آورد ِ علمی را از سوی ِ انجمن ِ جهانی ِ روان‌درمان‌گران ِ فرد-محور و تجربی و از انجمن ِ امریکایی ِ روان‌درمانی ِ تن دریافته است.

او پایه‌گذار و ویراستار ِ سال‌های ِ زیادی از ژورنال ِ بخش ِ بالینی، «روان‌درمانی: نظریه، پژوهش و کاربرد»، بود. کتاب ِ او، کانونیدن، بیش از نیم میلیون نسخه به فروش رفته است و به بیش از هفده زبان ترجمه شده است.

او در زمینه‌ی ِ روان‌شناسی کتاب‌های ِ دیگری هم نوشته است از جمله «بگذارید تن‌تان رویاهای‌تان را بتفسیرد» و «روان‌درمانی ِ کانونیدن‌گرا». هم‌چنین از کتاب‌های ِ فلسفی ِ او می‌توان این‌ها را نام برد: «تجربیدن و آفرینش ِ معنا»، «زبان فرای ِ پسا-مدرنیت: گفتن و اندیشیدن در فلسفه‌ی ِ جندلین» (ویرایش‌شده از سوی ِ دیوید لِوین)، و «مدلی فرآیندی».

او هم‌چنین مقاله‌های ِ بسیاری انتشاریده است که برای ِ آگاهی از آن‌ها و کتاب‌شناسی ِ کامل ِ او می‌توانید به www.focusing.org سری بزنید.

در باره‌ی ِ فرهاد سپیدفکر

عکس فرهاد سپیدفکرفرهاد سپیدفکر دانش‌آموخته‌ی ِ مهندسی ِ برق است. او مدرک ِ کارشناسی ِ خود را از دانش‌گاه ِ زنجان در سال ِ ۱۳۸۹ گرفت.

او از سال ِ ۱۳۸۴ بیش‌تر ِ زمان ِ خود را در زمینه‌ی ِ کارآفرینی و فرآغازها استارتاپ‌ها گذرانده است و کسب‌وکارها و شرکت‌های ِ گوناگونی را بنیان‌گذاریده است از جمله الکترونیوز: نخستین پای‌گاه ِ خبری ِ برق و الکترونیک ِ ایران، پول‌پُل: نخستین سامانه‌ی ِ خیل‌مایه‌گذاری سرمایه‌گذاری ِ جمعی در ایران، شرکت ِ مهندسی ِ آن‌من، استارتاپ ِ نی‌نی‌سو، هم‌کارستان ِ ۴۰۴: نخستین هم‌کارستان فضای ِ کار ِ اشتراکی در ایران، و شرکت ِ انرژان. او هم‌چنین مدّتی مدیر محصول ِ ارشد ِ شرکت ِ اسنپ، یکی از شناخته‌شده‌ترین فرآغازهای ِ استارتاپ‌های ِ ایران، بوده است.

هم‌چنین، در این سال‌ها داوطلبانه برای ِ رشد و بالاندن ِ باهمستان ِ جامعه‌ی ِ پیرامون ِ خود کوشیده است از جمله هم‌کاری در بنیان‌گذاری ِ خیریه‌ی ِ ایلیا در زمینه‌ی ِ کاهش ِ آسیب‌های ِ فقر، بنیان‌گذاری ِ انجمن ِ ادبی ِ «حوض ِ کوچک ِ ادب» در زمینه‌ی ِ شعر و ادبیات، راه‌بلدی منتورینگ و مربی‌گری در روی‌دادهای ِ جهانی ِ استارتاپ ویکند و لین استارتاپ ماشین و سخن‌رانی، مشاوره، و برگزاری ِ کارگاه‌های ِ آموزشی در زمینه‌ی ِ کارآفرینی و فرآغاز استارتاپ، بنیان‌گذاری ِ روی‌داد ِ جهانی ِ اوپن کافی کلاب در ایران برای ِ دورهمی‌های ِ کارآفرینان و فرآغازها استارتاپ‌ها، و هم‌چنین مدیریت ِ روی‌دادهای ِ استارتاپ گرایند، یکی از بزرگ‌ترین باهمستان‌های ِ فرآغازی ِ استارتاپی ِ جهان، در زنجان.

از میان ِ کارهای ِ گسترده‌ای که او در این کسب‌وکارها و نهادها بر دوش داشته است، تا آن جا که به مهارت‌های ِ موردنیاز در این کتاب می‌برگردد، می‌توان از این‌ها نام برد: ترجمه، ویراستاری، روزنامه‌نگاری ِ علمی، مدیریت ِ محتوا، متن‌نویسی کپی‌رایتینگ، واژه‌گزینی و واژه‌سازی در فارسی و از این دست چیزها. او تاکنون صدها نوشته و مقاله در زمینه‌های ِ علمی، فرهنگی، ادبی، و کسب‌وکار ترجمیده یا نوشته است و هم‌چنین صدها شعر به زبان ِ فارسی سروده است.

در سال ِ ۱۳۸۸ نخستین کتاب ِ خود، «بررسی ِ انواع ِ مبدّل‌ها و اینورترها»، را در حوزه‌ی ِ مهندسی ِ برق ِ قدرت هم‌راه با دو تن از هم‌کاران‌اش نوشت که بخش‌هایی از آن از ترجمه‌ی ِ منبع‌های ِ گوناگون بود. در سال ِ ۱۳۹۰ نخستین کتاب ِ خود، «بازپرسی ِ جرائم ِ سایبری»، را به فارسی ترجمید. در سال ِ ۱۳۹۲ دومین کتاب ِ خود، «راه‌نمای ِ کامل ِ هک ِ رشد»، را در زمینه‌ی ِ بازاریابی ِ فرآغازها استارتاپ‌ها به فارسی ترجمید و انتشارید. در سال ِ ۱۳۹۴ چندین فصل از کتاب ِ «راه‌نمای ِ خانم‌های ِ عجول برای ِ باردار شدن» را به هم‌راه ِ چند مقاله‌ی ِ دیگر در زمینه‌ی ِ بارداری به فارسی ترجمید و به انتشار رساند.

او در سال ِ ۱۳۹۳ دومین کتاب ِ خود، «تقسیم ِ سهام ِ کرگدنی»، را نوشت که برخی از فرآغازها استارتاپ‌ها و هم‌بنیان‌گذاران با کمک ِ آن توانستند چارچوبی برای ِ هم‌شرکتی شراکت و هم‌کاری با یک‌دیگر بسازند.

او در سال ِ ۱۴۰۲ هر سه کتاب ِ نوشته‌شده از سوی ِ دکتر هامبورگ را ترجمید و به انتشار رساند؛ کتاب ِ «آیا با این دوست‌دختر/دوست‌پسر-ام بزناشویم؟» در زمینه‌ی ِ سازگاری، عشق و زناشویی ِ خشنود برای ِ آنان که نمی‌خواهند پس از زناشویی بفهمند فرد ِ اشتباهی را برگزیده اند؛ کتاب ِ «تازه‌عروس‌ها و تازه‌دامادها» که دربرگیرنده‌ی ِ ۱۰ پند ِ سودمند برای ِ کسانی است که هم‌سر ِ خویش را بر اساس ِ کتاب ِ نخست برگزیده اند و به تازه‌گی زناشوییده اند و حالا می‌خواهند زناشویی ِ خویش را خشنود نگاه دارند. کتاب ِ «شگرد ِ زوج‌درمانی: روشی مشق‌محور برای ِ راه‌نمایی ِ درمان‌کار ِ سر-در-گم» که در آن دکتر هامبورگ پس از ۴۵ سال انجام ِ زوج‌درمانی با نمونه‌های ِ موردی نشان می‌دهد که در زوج‌درمانی واقعاً چه پیش‌آمدی رخ می‌دهد.

او در سال ِ ۱۴۰۴ ترجمه‌ی ِ کتاب ِ «کانونیدن»، نوشته‌ی ِ دکتر یوجین تی. جندلین، را به انتشار رساند. این کتاب به معرّفی ِ سرچشمه‌ی ِ ژرف و تازه‌ای از دانش می‌پردازد که افزون بر روان‌درمانی و روان‌شناسی، در حوزه‌های ِ گوناگون ِ دیگری مانند ِ معنویت، کسب‌وکار، مشکل‌گشایی، نویسنده‌گی ِ آفرینش‌گرانه، پزشکی، کودکان، ورزش، علم و نظریه‌سازی به کار گرفته شده است. و این سرچشمه‌ی ِ همیشه-در-دست‌رس چیزی نی‌ست جز تن ِ انسان. حالا دیگر پای‌فشاری بر تن به عنوان ِ سرچشمه‌ی ِ اطّلاعات و نوآفرینی چیز ِ تازه‌ای نی‌ست. ولی این که دقیقاً چه‌گونه می‌توان به این سرچشمه دست یافت هنوز چندان شناخته‌شده نی‌ست و این کتاب در تلاش برای ِ آموزش ِ چنین چیزی است.

برای ِ تماس با فرهاد سپیدفکر در مورد ِ موضوع ِ این کتاب یا هماهنگی برای ِ مشاوره، سخن‌رانی یا برگزاری ِ کارگاه ِ آموزشی یا هر زمینه‌ی ِ دیگری می‌توانید با این ایمیل در ارتباط باشید: <sepidfekr@gmail>

هم‌چنین، با بازدید از وب‌گاه ِ شخصی ِ او می‌توانید به همه‌ی ِ نوشته‌های ِ او در زمینه‌های ِ گوناگون دست یابید: sepidfekr.com

فهرست ِ محتوا

یادداشت ِ نویسنده برای ِ ویراست ِ تازه
یادداشت ِ ترجمنده

بخش ِ نخست
گشودن ِ خِرد ِ تن‌تان


۱
کنش ِ درونی
۲
تغییر
زن ِ جوانی که به گمان‌اش مرگ آرامش‌بخش بود
مردی که احساس ِ نابه‌جایی داشت
دختری که از کالج می‌ترسید
مردی که نمی‌توانست کارکند
۳
آن چه تن می‌داند

بخش ِ دوم
کانونیدن


۴
شیوه‌نامه‌ی ِ کانونیدن
شیوه‌نامه‌ی ِ کانونیدن
داستان ِ «مشکلی ناچیز»
دور ِ دیگری رفتن
۵
شش حرکت ِ کانونیدن و معنای ِ آن‌ها
آماده‌گی
حرکت ِ نخست: پاک‌سازی ِ فضا
حرکت ِ دوم: حسّ ِ احساسیده‌ی ِ مشکل
حرکت ِ سوم: یافتن ِ دست‌گیره
حرکت ِ چهارم: پژواک‌افکنی ِ دست‌گیره و حسّ ِ احساسیده
حرکت ِ پنجم: پرسیدن
حرکت ِ ششم: دریافت
آیا می‌خواهید دور ِ دیگری از کانونیدن را بی‌آغازید؟
۶
کانونیدن چه نی‌ست
کانونیدن فرآیندی برای ِ حرف زدن به خود نی‌ست
کانونیدن فرآیندی آنالیزگرانه نی‌ست
کانونیدن فقط یک حسّ ِ تنانه نی‌ست
کانونیدن فقط تماس یافتن با «احساس‌های ِ شهودی» نی‌ست
۷
پاک‌سازی ِ فضا برای ِ خودتان
پاک‌سازی ِ اتاقی در-هم-ریخته
یافتن ِ فاصله‌ی ِ درست از مشکل‌های‌تان
اجازه برای ِ احساس ِ خوب
نه به عنوان ِ یک یادآور
بر زمین گذاشتن ِ بار
فهرست ِ آرام‌بخش
اعتماد به تن
فضایی پهناور
شنیدن ِ دوستانه
۸
اگر نتوانید حسّ ِ احساسیده‌ای بی‌یابید
کجا در جست‌وجوی ِ حسّ ِ احساسیده بگردیم
گرفتن ِ حسّ ِ احساسیده را بِتمرینید
یک راه برای ِ اجازه‌ی ِ فرم‌یابی دادن به حسّی احساسیده
دیوارنگاره‌ای از کلّ ِ مشکل
وقتی واژه‌ها جلوی ِ راه را می‌گیرند
وقتی هیچ احساسی جدا از واژه‌ها در کار نی‌ست
آسودن ِ تن‌تان
وقتی هیچ احساس ِ تنانه‌ای در کار نی‌ست
اگر می‌بینید ذهن‌تان پرسه‌زن است
اگر احساس‌های ِ تازه‌ای دارید
اگر احساس ِ خالی، یا گیرافتاده، یا تهی بودن دارید
اگر از خودتان عصبانی هستید، یا زیادی سخت می‌کوشید، یا زیادی بی‌قرار یا نگران ِ کانونیدن هستید
وقتی نگران ِ کانونیدن هستید
اگر از احساس‌های‌تان دوری می‌گزینید
اگر احساس‌های ِ خیلی زیادی خیلی سریع می‌آیند
اگر انتقادگرتان احساس ِ بدی به شما می‌دهد
«من مستقیم سراغ ِ احساس ِ بد-ام می‌روم، و مثل ِ همیشه احساس ِ بدی دارم»
عاطفه در برابر ِ حسّ ِ احساسیده: این جداسازی حیاتی است
۹
اگر نتوانید هیچ چیزی را به جابه‌جایی وادارید
بی‌خیال-شدن ِ سنجیده
اجازه‌ی ِ جابه‌جایی ِ واقعی به تن دادن
برخی از پرسش‌های ِ برانگیزنده
وقتی دست‌گیره درست است ولی پس از آن شما گیرافتاده اید
بهره‌مندی از تصویرسازی
جست‌وجوی ِ پاسخ در پایان ِ کتاب
ورود برای ِ پذیرش
نگویید، «آن چیز باید…»

بخش ِ سوم
آدم‌ها یاری‌رسان ِ هم‌دیگر


۱۰
یافتن ِ مایه‌داری در دیگران
۱۱
راه‌نمای ِ گوش دادن
گونه‌ی ِ نخست از یاری‌رسانی: یاری‌رسانی به شخصی دیگر برای ِ کانونیدن هنگام ِ حرف زدن
گونه‌ی ِ دوم از یاری‌رسانی: بهره‌مندی از احساس‌ها و واکنش‌های ِ خودتان در باره‌ی ِ شخص ِ دیگر
گونه‌ی ِ سوم از یاری‌رسانی: میان‌کنش
گونه‌ی ِ چهارم از یاری‌رسانی: میان‌کنش در یک گروه

بخش ِ چهارم
کانونیدن و جامعه


۱۲
رابطه‌های ِ تازه
۱۳
تجربه فراتر از نقش‌ها

پی‌وست

الف
یادداشت ِ فلسفی
ب
پژوهش، کاربردها و ارجاع‌ها
ارجاع‌ها
ارجاع‌های ِ فلسفی
پ
فهرست ِ راه‌نما
کانون‌یاری‌ها
ت
کانونیدن: فرم ِ کوتاه

ته‌نویس‌ها
در باره‌ی ِ دکتر یوجین تی. جندلین
در باره‌ی ِ فرهاد سپیدفکر