گسل ِ خط کشیده بین ِ دو پستان‌ات

غرور ِ من
برج‌های ِ زلزله‌خیز ِ تهران است
در برابر ِ نگاه ِ تو

کافی است شانه‌ای کشی
یا تکانی دهی
بر دماوند ِ سپید-اندام‌ات …

شجاعت ِ شاعرانه‌ای است
آری
خانه ساختن بر
گسل ِ خط کشیده بین ِ دو پستان‌ات

نکند برای ِ دیگری سینه بلرزانی
خانه‌ام سست است، هیچ می‌دانی؟

لب وا کند اگر آتش‌فشان ِ سرخ ِ زبان‌ات
ذوب آهنی می‌شود
میدان ِ تجریش ِ لب‌های‌ام

من مست ِ گوگرد ِ نگاه ِ تو ام
لب بگشا
که آماده‌ی ِ سوختن ام

سروده شده در پنج‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۵۲

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × دو =