۱۰ پند ِ سودمند برای ِ تازه‌عروس‌ها و تازه‌دامادها – بخش ۱

۱۰ پند ِ سودمند برای ِ زناشویی ِ خشنودتان

نویسنده: دکتر سام آر. هامبورگ
ترجمنده: فرهاد سپیدفکر

پیش‌گفتار

آگاهی از چه‌گونه زناشوییده بودن

دوست ِ من، پدر ِ روحانی تام آلدوُرث، یک بار به من می‌گفت که وقتی آیین ِ زناشویی‌ای را انجام می‌دهد روی‌گردان است از این که پند و اندرزی درباره‌ی ِ زناشویی به آن تازه‌عروس‌داماد بدهد چرا که، روی ِ هم رفته، نمی‌تواند از روی ِ تجربه سخنی بگوید. بنابراین به جای ِ آن از دوستان و آشنایانی که آن جا گرد آمده اند می‌خواهد که بی‌ایستند و پندهای ِ خردمندانه‌ی ِ خود را بدهند. به گفته‌ی ِ تام، آن‌ها چیزهایی می‌گویند مثل ِ این که «زناشویی یعنی سخت‌کوشی».

وقتی این حرف را شنیدم با خود-ام گفتم، «چه ایده‌ی ِ خوبی، چه پند ِ مزخرفی». (هم‌چنان که می‌دانید اگر کتاب ِ من درباره‌ی ِ سازگاری در زناشویی را خوانده باشید – آیا با این دوست‌دختر / دوست‌پسر-ام بزناشویم؟ – می‌دانید که زناشویی‌های ِ خشنود سخت‌کوشی نی‌ستند. فقط زناشویی‌های ِ ناخشنود هستند که چنین اند.) با خود-ام گفتم که اگر من در میان ِ آن گردهم‌آیی بودم، پند ِ بسیار دیگرگونی را به تازه‌عروس‌دامادها می‌دادم.

خیلی وقت‌ها، زوج‌هایی را که در زناشودرمانی می‌بینم نه به دلیل ِ ناسازگاری بلکه به این دلیل مشکل دارند که چیزهایی هست که در باره‌ی ِ چه‌گونه زناشوییده بودن نمی‌دانند. پندهای ِ ساده‌ای به آن‌ها می‌دهم که پیش از آن هرگز نشنیده اند، با همین نکته مشکل‌شان حل می‌شود و من به فکر می‌روم که، «چرا چنین چیزی را پیش از آن کسی به آن‌ها نگفته بود؟». به همین دلیل این کتاب را نوشتم: تا به شما نکته‌های ِ بااهمیّتی را که می‌دانم بگویم تا همین حالا در آغاز ِ زناشویی‌تان بدانید که چه‌گونه باید زناشوییده باشید، و نیازی نباشد که از راه ِ دش‌وار ِ تجربه آن‌ها را به دست آورید. به دیگر سخن، مانند ِ «آیا با این دوست‌دختر / دوست‌پسر-ام بزناشویم؟» این کتاب هم برای ِ پیش‌گیری از مشکل‌های ِ زناشویی نوشته شده است.

این چیزهایی را که درباره‌ی ِ زناشویی می‌دانم در این جا به عنوان ِ گردآوردی مجموعه‌ای از پندهای ِ سودمند آورده ام، ولی من آن‌ها را به عنوان ِ قانون می‌بینم. این‌ها فقط مشتی اطّلاعات نی‌ستند؛ بلکه راه‌نماهایی برای ِ رفتارتان هستند. اگر زنده‌گی ِ زناشویی‌تان را بر پایه‌ی ِ آن‌ها پیش برید، احتمال ِ کم‌تری دارد که روی ِ یکی از پوست ِ موزهای ِ بسیاری که زنده‌گی زیر ِ پای ِ زوج‌های ِ زناشوییده می‌گذارد، لیز بخورید. من منطق ِ پشت ِ هر کدام از این قانون‌ها را توضیح خواهم داد؛ و نمونه‌هایی خواهم آورد از سال‌های ِ بسیاری که به عنوان ِ زناشودرمان‌گر کارکرده ام، به شما خواهم گفت که آخر-اش چه می‌شود وقتی آدم‌ها از آن‌ها پی‌روی می‌کنند و وقتی پی‌روی نمی‌کنند.

فرض ِ من بر این است که شما و هم‌سر ِ تازه‌ی‌تان به خوبی با هم جفت‌وجور هستید. شما در هر سه سویه‌ی ِ سازگاری که در کتاب ِ «آیا با این دوست‌دختر / دوست‌پسر-ام بزناشویم؟» آن‌ها را توصیف‌گریده ام به هم نزدیک اید – سویه‌ی ِ  کرداری، سویه‌ی ِ سکسی، و سویه‌ی ِ پنداری. یا، دست‌کم در سویه‌ی ِ سکسی و یکی از دو سویه‌ی ِ دیگر سازگار هستید، و با چشم ِ باز وارد ِ زناشویی‌تان شده اید، با چشم‌داشت‌های ِ واقع‌بینانه‌ای از منبع‌های ِ هیجانی‌ای که می‌توانید به هم‌دیگر بدهید.

شما هم‌اکنون خشنود اید. در ماه‌عسل‌تان هستید، یا به تازه‌گی از آن برگشته اید. عروسی‌تان همان چیزی بوده که در رویای ِ خود داشتید، و ماه‌عسل ِ خوشی گذراندید. تنش‌ها و گرفتاری‌های ِ برنامه‌ریزی برای ِ عروسی را پشت ِ سر گذاشته اید، و سرانجام وقت دارید نفسی بگیرید و، از همه بااهمیّت‌تر، با هم تنها باشید. انسان ِ مهربان و اندیش‌مندی این کتاب را به عنوان ِ هدیه‌ی ِ عروسی به شما داده است ( البتّه به هم‌راه ِ چیزی که شما می‌خواستید، مثل ِ پیش‌پرداخت برای ِ خانه). خلاصه همین حالا، در وقت ِ بی‌کاری، آن را برداشته اید و گشوده اید…

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 4 =