هیولای ِ هزارزیست

نازیسته‌ای در تو می‌زید
چرا نمی‌رهانی این جان‌ور ِ دوزیست را
پیش از آن که هیولای ِ هزارزیستی شود؟

سفر می‌خواند تو را
نشسته ای چرا؟

سروده شده در جمعه ۲۲ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۲۳:۵۶

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − چهار =