نوواژه‌ای بر تن ِ لب‌هامان

به واژه‌گاه رفتیم
تا برگزینیم نوواژه‌ای بر تن ِ لب‌هامان
تو دردی پوشیده و من عشقی برهنه را …

به پهنای ِ شانه‌های ِ لب‌هامان نبودند هیچ یک
ناگزیر به لب‌های ِ هم پوشاندیم
این واژه‌های ِ ناخواسته را

تو عشق را پروراندی در گاه‌واره‌ی ِ لب
من شعر را بارداریدم از درد

ام‌روز چه‌گونه باز دارم از پی‌وند ِ با هم
درد و عشق
– این خواهر و برادر ِ لب‌تنی – را؟

سروده شده در جمعه ۲۹ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۱۰

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده + پانزده =