ماشه را خود-اش چکانده بود

گاه صلح
بهای ِ سنگینی دارد
بهایی به نام ِ جنگ

مثل ِ وقت‌هایی که با خشابی پر
با خود-ام وارد ِ جنگ می‌شوم
خود-ام را نیمه-جان به اسارت می‌گیرم
زیر ِ شکنجه از خود-ام حرف می‌کشم و اعتراف می‌گیرم
و جام ِ زهر می‌نوشم و به صلحی تلخ می‌رسم
با خود-ام
که سرآخر گفت:
ماشه را خود-اش چکانده بود

سروده شده در شنبه ۳ مهر ۱۴۰۰ ساعت ۱۸:۳۸

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + هفت =