فلسطین ِ چشم‌های‌ام

آسمان در تور ِ تاریکی است
من هم‌چنان بیدار

چند قدم مانده به صبح
شب در کمین
به فکر ِ اشغال ِ ظهر ِ چشم‌های‌ام،
من هم‌چنان بیدار

ناگهان
صدای ِ اذان
از دور
نوازان نوازان

ساعتی بعد
شب در خواب و
صبح نشسته پشت ِ میز ِ صبحانه
من هم‌چنان بیدار

و چه بیداری ِ باشکوهی
وقتی که می‌بینی
صبح می‌نشیند بر چشم ِ شب
و شب‌بوها
جای ِ خود را می‌دهند به آواز ِ گنجشک‌ها

شب در خواب می‌بیند
نشسته در کمین
به اشغال ِ فلسطین ِ چشم‌های‌ام
من هم‌چنان بیدار

سروده شده در پنج‌شنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۰۶:۰۴

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + شانزده =