ستم‌دیده‌گر

اعتراف به ستم‌های ِ کرده هول‌ناک‌تر است از
ستم‌های ِ دیده
از همین رو بیش‌تران دوست دارند ستم‌دیده باشند
تا ستم‌گر
همه باور دارند که روزی باید ستم‌های ِ خویش را به زبان آورند
چه کرده و چه دیده
چه به‌تر که ستم‌دیده باشند آن روز

روزی که دمی پیش از مرگ
باید به پاسخ ایستند
در برابر ِ خویش
خویشی که جز ستم نبوده است:
از دیگری بر خویش
از خویش بر دیگری

دمی که سرانجام می‌بینی
هیچ دیگر و دیگرانی نبوده است
هیچ جز
همه از خویش بر خویش

چه درد ِ زهرآلودی است آن دم
دمی که می‌بینی
ستم‌دیده یا ستم‌گر
خیال ِ خامی بوده اند این راه‌های ِ رست‌گاری
هر دو دام ِ یک‌سانی بوده اند این پلنگ را
دامی از جنس ِ ستم‌دیده‌گر

سروده شده در جمعه ۲۲ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۲۳:۵۵

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + دوازده =