راهنمای خانم‌های عجول برای باردار شدن – بخش ۴

سرفصل مطالب

پیش‌درآمد
پیش‌گفتار
مقدمه
فصل ۱: قبل از اقدام برای بارداری چه باید کرد
فصل ۲: مکمل‌ها، ورزش، و رژیم غذایی بدون شکر
فصل ۳: نه اون نوع تخمکی که از تو شونه تخم مرغ بیرون می‌یاد: چطور زمان تخمک گذاری خودتون رو تعیین کنین
فصل ۴: مامبوی افقی: بهترین زمان برای رقصیدن رقص بچه
فصل ۵: تعیین جنسیت بچه‌تون
فصل ۶: نه اونقدر ترسناک که شما شنیدین: آمار واقعی دربار‌ی سن و باروری
فصل ۷: «اگه یک نفر دیگه بهم بگه: فقط ریلکس باش …»: جنبه‌ی روانشناختی باردار شدن
فصل ۸: ادرار روی نوارهای بیش‌تر: دو هفته انتظار و زمان تست بارداری
فصل ۹: پایان‌های ناراحت‌کننده: سقط جنین
فصل ۱۰: کی باید دکترتون رو ببینین و وقتی این کار رو می‌کنین چه انتظاری باید داشته باشین
فصل ۱۱: تبریک، و آماده بشین که ساعت ۸ به رختخواب برین: بعد از اینکه باردار شدین
پیوست الف: راهنمای خانم‌های واقعاً عجول برای باردار شدن: اغلب توصیه‌ها، همه‌ی حقایق، به همراه چند شوخی
پیوست ب: رمزگشایی کلمات اختصاری: چطور با بقیه‌ی جمع مخفف حرف بزنین
پیوست پ: شمارش معکوس ِ اقدام برای بارداری
پیوست ت: لیست خرید خانم‌های عجول
پیوست ث: پیشنهادهای غذایی
پیوست ج: عیب‌یابی
پیوست چ: جزئیات بیش‌تری درباره‌ی دختر دار شدن یا پسر دار شدن: چطور شتلز قضیه رو اشتباه گرفت
پیوست ح: مطالعه‌ی بیش‌تر
منابع

فصل ۱: قبل از اقدام برای بارداری چه باید کرد

تا همین چند وقت پیش، خانم‌هایی که می‌خواستن باردار بشن خیلی ساده جلوگیری از بارداری رو کنار می‌ذاشتن و زندگی خودشون رو ادامه می‌دادن. تعداد کمی پیدا می‌شدن که از زمان تخمک گذاری خودشون خبر داشته باشن یا خیلی فکرشون رو درگیر این قضیه کنن که چطور تغذیه می‌تونه روی باروریشون تأثیر بذاره. ایده‌ی آمادگی برای بارداری عجیب به نظر می‌رسید.

دیگه این طوری نیست. این روزها، خانم‌های بیش‌تر و بیش‌تری سعی می‌کنن نقش فعال‌تری بازی کنن. ما خانم‌هایعجولی هستیم که نمی‌خوایم همین طور بشینیم و صبر کنیم. ما سازماندهی‌شده و موفقیت‌محور هستیم – ما همین جوری بود که وارد دانشگاه شدیم یا شغل پیدا کردیم یا عروسیمون رو برنامه ریزی کردیم – پس همون رویکرد هدف‌محور رو برای ایجاد خانواده‌مون پیش می‌گیریم. ما درباره‌ی ناباروری و نازایی هم نگرانیم. ما درباره‌ی زن و شوهرهایی شنیدیم که سال‌ها تلاش کردن تا تونستن باردار بشن و نگرانیم که ما هم دچار این مشکل بشیم. بعضی از ماها تو دهه‌ی سی یا چهل عمرمون هستیم و هیچ وقتی برای تلف کردن نداریم.

برنامه ریزی و آمادگی برای بارداریتون مزایای زیادی داره. تحقیقی نشون داد که اغلب خانم‌ها تا ۲۰ روز بعد از تخمک گذاری هیچ کدوم از علائم بارداری رو احساس نمی‌کنن – حداقل یه هفته بعد از اینکه تست‌های بارداری می‌تونن قابل اطمینان بشن. سیستم عصبی و قلب جنین از قبل در حال رشده و در آسیب‌پذیرترین وضعیت نسبت به اثرات الکل، تنباکو، داروهای تجویزی، و موارد دیگه‌ای قرار داره که می‌تونه باعث نقص‌های مادرزادی بشه. اسید فولیک، یه نوع ویتامین ب که خطر نقص‌های مادرزادی لوله‌ی عصبی رو کاهش می‌ده، اگه قبل از بارداری و تشکیل نطفه مصرف بشه خیلی مؤثره. پس، از قبل برنامه ریزی کردن و زود برای بارداری تست گرفتن (البته نه خیلی زود! فصل ۸ رو ببینین)، به این معنا نیست که شما دارین تقدیر رو عوض می‌کنین یا زیادی فکر می‌کنین – شما فقط دارین مادر بودن رو تمرین می‌کنین، و از بچه‌هاتون حتی قبل از اینکه نطفه‌شون تشکیل شده باشه محافظت می‌کنین.

ولی آماده‌ی شنیدن این موضوع باشین که «فقط ریلکس باش»، سه تا کلمه که حتماً یه خانم عجول رو مجبور می‌کنه چشم‌هاش از حدقه بزنه بیرون. وقتی از آلیسون ۳۸ ساله پرسیدم که آیا مادرش نظر دیگه‌ای درباره‌ی اقدام برای بارداری داره یا نه، گفت، «وای خدا، آره. چقدر آزاردهنده ست! من و دوست‌دخترهام همیشه در این مورد حرف می‌زنیم که مادرهامون چطور می‌تونن بگن که: ما هرگز حتی نمی‌دونستیم ردیابی تخمک گذاری چی هست. تو فقط باید ریلکس باشی. این قدر در این مورد نگران نباش.» با اینکه درسته که نگرانی و استرس همیشگی، راهی برای زندگی باقی نمی‌ذاره (بعداً در این باره بیش‌تر حرف می‌زنیم)، ولی مصرف ویتامین‌های دوران بارداری (پریناتال) و برنامه ریزی برای باردار شدن به معنای نگرانی بیش از حد نیست. این فقط یعنی هوشمندی.

مالیات بر کالاهای آسیب رسان

درسته که سیاستمدارها موقعی که بحران بودجه‌ای ایجاد می‌شه شروع می‌کنن به صحبت درباره‌ی اخذ مالیات، ولی شما نباید وقتی می‌خواین اقدام برای بارداری بکنین این کار رو انجام بدین. یعنی سیگار، مواد، الکل و حتی کافئین. همه‌ی این‌ها ارتباط مستقیمی با مشکلات باروری، سقط جنین، یا نقص‌های مادرزادی دارن، به‌ویژه اگه به میزان بالایی مصرف بشن. قبل از اینکه تخمک گذاری کنین و تا شش روز بعد از اون (یعنی اولین زمانی که یه نطفه می‌تونه لانه گزینی بکنه) به اندازه‌ی کمی نوشیدن اشکالی نداره (یک یا دو لیوان مشروب سر شام تو آخر هفته‌ها – مترجم: البته این برای کسایی صادقه که مقید به احکام اسلام نیستن، متوجه هستین که؟). بعد از اون، باید اون آب میوه‌ی باحال رو به مدت یه هفته یا بیش‌تر ببوسین و بذارین کنار. بعد یا تست بارداریتون منفی می‌شه، که بهانه‌ی خوبیه تا به اون کابینت مشروبات الکلی حمله ببرین (البته نه خیلی زیاد)، یا تست بارداریتون مثبت می‌شه، که یعنی مشروبات الکلی عزیزتون باید برای ۹ ماه به مرخصی برن. خیلی از تحقیقات نشون می‌دن که کمی تا اندکی نوشیدن (کم‌تر از دو واحد در روز) به قدرت باروری آسیبی نمی‌زنه ولی بیش‌تر از سه واحد در روز احتمال ناباروی و نازایی رو تا ۶۰ درصد افزایش می‌ده. جالبه که نوشیدن زیاد تو مردها حتی بیش‌تر از نوشیدن زیاد تو زن‌ها تأثیر منفی روی باروری می‌ذاره.

کشیدن سیگار و مواد مخدر باید حداقل سه ماه قبل از اقدام برای بارداری کنار گذاشته بشه تا بدنتون بتونه خودش رو از دست توکسین‌ها و مواد سمی خلاص کنه. کشیدن سیگار می تونه به‌شدت ریسک ناباروری و نازایی رو افزایش بده و حتی باعث می‌شه خانم‌ها زودتر وارد دوران یائسگی بشن. ولی اثرات کشیدن سیگار، بعد از ترک نسبتاً به‌سرعت رفع می‌شه. مواد مخدر دیگه مثل ماری جوانا به زمان بیش‌تری احتیاج دارن تا بدن رو ترک کنن، علت اصلیش اینه که تی اچ سی (THC)، ماده‌ی شیمیایی فعال تو ظرف، تو سلول‌های چربی ذخیره می‌شه. اگه شما یا همسرتون تو ترک سیگار یا مواد مخدر یا کنار گذاشتن مشروب و الکل مشکل دارین، از دکترتون توصیه‌های لازم رو دریافت کنین. گزینه‌های زیادی برای درمان این موارد موجوده.

من عزیزترین مورد رو نگه داشتم آخر از همه: کافئین. کف فوق‌العاده‌ی کافه لاته‌ی بدون چربی شما– یا دقیق‌تر اگه بگم، کافئین داخل اون – یه نوع ماده‌ی مخدره. بله، می‌دونم: به همین دلیله که خیلی عالیه. شوربختانه، تحقیقات نشون می‌دن که ارتباطی بین کافئین زیاد (دو فنجان قهوه یا بیش‌تر در روز) و طولانی‌تر شدن زمان لازم برای باردار شدن وجود داره. مصرف متوسط تا زیاد کافئین با سقط جنین هم ارتباط داره. زن‌های غیرسیگاری‌ای که بین ۳۰۰ تا ۶۹۹ میلی گرم کافئین (حدود دو تا پنج فنجان قهوه) در روز مصرف می‌کردن، در واقع باروری خودشون رو تا ۱۲ درصد کاهش دادن، و اون‌هایی که بیش‌تر از ۷۰۰ میلی گرم مصرف می‌کردن بیش از یک سوم باروری خودشون رو کاهش دادن. اثر این موضوع روی باروری مردها بدتر بود، اون‌هایی که پنج فنجان قهوه یا بیش‌تر در روز می‌خوردن باروریشون به نصف کاهش پیدا کرد. پس شما و آقاتون می‌تونین باز به کافی‌شاپ رفتن ادامه بدین ولی فقط روزی یه بار. اگه به کافئین بیش‌تری نیاز دارین، خب سعی کنین اون رو از چای به دست بیارین (به‌ویژه چای سبز، که مزایای سلامتی دیگه‌ای هم داره)، چرا که بعضی از تحقیقات نشون دادن که چای می‌تونه به باروری کمک کنه.

یا اینکه انجام کارهای افراطی‌ای مثل دریافت خواب کافی رو در نظر بگیرین تا دیگه نیازی به اون قدر کافئین نباشه. محرومیت از خواب کافی همه چیز رو از حال و حوصله گرفته تا سیستم ایمنی بدن نابود می‌کنه. اغلب بزرگسال‌ها حداقل به هفت ساعت خواب نیاز دارن، و البته هشت ساعت بهتره. این قدر خوابیدن به معنای تلف کردن وقت نیست؛ این یه الزام بیولوژیک برای حفظ سلامتیه. همین طور یه کم بدون زدن کرم ضد آفتاب هفته‌ای چند بار به مدت ۱۵ تا ۳۰ دقیقه (بسته به فصل مربوطه) وسط روز (بین ۱۰ صبح تا ۲ بعد از ظهر) زیر نور آفتاب قرار بگیرین، به‌ویژه تو بهار، تابستون و پاییز. نور خورشید روی پوستتون ویتامین د تولید می‌کنه که ارتباط مستقیمی با باروری بهتر و کلّی مزایای سلامتی دیگه داره. تو کتاب «راه‌حل ویتامین د» چیزهای بیش‌تری در این باره گفته شده؛ ویتامین د ناشی از نور خورشید بیش‌تر از مکمل‌ها توی بدنتون می‌مونه و تازه این جوری، شما نمی‌تونین زیادی ازش مصرف کنین. نور خورشید به خواب بهتر شما هم کمک می‌کنه. (این کتاب هم توضیح می‌ده که بهتره یه کم بدون کرم ضد آفتاب در معرض نور خورشید باشین.)

عوامل سبک زندگی اثر زیادی روی باروری دارن. تحقیقی نشون داد که زن و شوهرهایی که چهار عادت بد یا بیش‌تر دارن (مثل کشیدن سیگار، مصرف زیاد کافئین، و نوشیدن زیاد الکل) هفت برابر بیش‌تر طول کشید تا باردار بشن؛ این عدد شگفت‌انگیزه. این یه خبر واقعاً خوبه: معنی این حرف اینه که شما می‌تونین باروری خودتون رو با عواملی که تحت کنترل شما ست، تا اندازه‌ی زیادی افزایش بدین. به قول یه دوست که به شوخی می‌گفت، «وقتی دارین اقدام برای بارداری می‌کنین، عادت‌های بدتون رو محدود کنین به شلخته بودن، پورنوگرافی، و بلند کردن جنس از مغازه.» چون آقایون هم باید عادت‌هاشون رو تغییر بدن، شما باید اون‌ها رو قانع کنین که این کار رو بکنن. شاید اگه بهش قول بدین که در عوض ِ کم کردن مشروب، نزدیکی بیش‌تری باهاش برقرار می‌کنین، جواب بده. و بعد، تازه وقتی اون رو قانع کردین که هینکن رو ترک کنه، یه وظیفه‌ی حتی بزرگ‌تر دارین: قانع کردن اون به اینکه انزال خودش رو آنالیز کنه. برای این یکی شاید لازم باشه که از همه‌ی توانایی‌های زنانه‌تون استفاده کنین.

آزمایش اسپرم (آب منی) برای همسرتون

حدود نیمی از مشکلات باروری در اثر مشکلات اسپرم ایجاد می‌شه (اصطلاح فنی اون می‌شه عامل مردانه، که مثل عطرهای مردانه‌ی واقعاً بد به نظر می‌رسه). چون آقایون همیشه اون رو آسون‌تر دارن، آزمایش اسپرم، سریع و ارزونه – بین ۵۰ تا ۱۰۰ دلار تو مطب دکتر. (کیت‌های خانگی هم هستن ولی دقت اون‌ها کم‌تره و گرون‌تر هم هستن. بیش‌تر اون‌ها فقط تعداد اسپرم رو تست می‌کنن و نه میزان تحرک یا شکل اون رو، که این‌ها هم به همون اندازه مهم هستن.) شرکت‌های بیمه معمولاً پول آزمایش اسپرم رو نمی‌پردازن ولی این پول نسبتاً کم، ارزش اون اطلاعات واقعاً مفید رو داره. سعی کنین با شوهرتون حرف بزنین که قبل از اقدام برای بارداری یه آزمایش اسپرم داشته باشه. اگه جواب آزمایش خوب باشه، که احتمالاً این طور خواهد بود، خب شما احتمال وجود حدود ۴۰ درصد از مشکلات باروری رو از بین بردین. اگه جوابش خوب نباشه، اون می تونه هر چه سریع‌تر به یه دکتر باروری یا اورولوژیست (متخصص مجاری ادرار) مراجعه کنه. مشکلات اسپرم معمولاً می‌تونه از طریق تکنیک‌های رایج و نسبتاً ارزون مثل آی یو آی (تلقیح داخل رحمی یا IUI) یا جراحی سرپایی برای واریکوسل (مشکلی با جریان خون در بیضه) حل بشه. تو موارد دیگه، یه دوره‌ی کوتاه مصرف آنتی بیوتیک می‌تونه مشکلات اسپرم رو حل کنه.

کندال، که تو اولین بچه‌ش نسبتاً زود باردار شد، برای دوباره باردار شدن حدود یه سال تلاش کرد. اون و شوهرش همه‌ی تست‌های گرون‌قیمت ناباروری رو انجام دادن و اون به شدت استرس داشت که نکنه ذخیره‌ی تخمک اون تو سن ۳۷ سالگی پایین باشه. ولی تست‌ها نتیجه‌ی شگفت‌انگیز دیگه‌ای نشون دادن: علائم عفونت باکتریایی تو نمونه‌ی آب منی شوهرش (فقط یه عفونت معمولی، نه یه عفونت انتقال شونده از راه جنسی). کندال و شوهرش یه دوره آنتی بیوتیک مصرف کردن و چند ماه بعد کندال باردار بود. البته همه‌ی مشکلات اسپرم به این سرعت به درمان جواب نمی‌دن ولی داستان کندال نشون می‌ده که چقدر مهمه که هر چه سریع‌تر همون اول آزمایش اسپرم انجام بشه.

خب اگه شوهرتون دوست نداشته باشه که آزمایش اسپرم رو انجام بده، به‌ویژه اگه شما هنوز اقدام برای بارداری رو شروع نکرده باشین، چی؟ بهش بگین که ۲۰ دقیقه وقت گذاشتن برای برق انداختن اون موز به همراه یه کم لذت اضافی چیز بدی نیست – تازه روی هم رفته شایدم اون وقتی ۱۴ سالش بود این کار رو داوطلبانه روزی ۳ بار انجام می‌داد. البته، علّت طفره رفتن آقایون از انجام آزمایش اسپرم، خودارضایی نیست بلکه نگرانی از عملکردشونه. وحشت مردها از اینه که نکنه اشکال از اون‌ها باشه و اسپرمشون جوابگو نباشه، ولی وقتی همه چی درست باشه گل از گلشون می‌شکفه. شوهر من اولین بارداریمون رو این طوری به اعضای خانواده اعلام کرد: «پسرهای من می‌تونن حرکت کنن»، که باعث شد خیلی از اون‌ها با تعجب نگاه کنن که یعنی چی! برادرش دوست داشت به بقیه بگه که «از دروازه‌بان رد شدم.» شوهرم این رو هم امتحان کرد، تا اینکه من بهش گفتم که هیچ دروازه‌بانی در کار نبوده (اتفاقاً بیش‌تر شبیه اینه که کسی اون‌ها رو راه داده باشه تو).

سعی کنین نظرش رو درباره‌ی این آزمایش درک کنین. آزمایش اسپرم فقط یه آزمایش کلینیکی مثل تست‌های باروری زنان نیست بلکه یه آزمایش جنسی ست و هویت مردها به‌شدت در هم آمیخته با پویایی جنسی اون‌ها ست. بعضی از مردها واقعاً خجالت می‌کشن که ظرف نمونه‌ی آزمایش رو تو مطب دکتر تحویل بدن. مشکل آزمایش اسپرم می‌تونه باعث بعضی از جنگ و دعواهای کاملاً جدی بشه – درک این موضوع وقتی خیلی سخت می شه که آدم فکر می‌کنه آخه این آزمایش که خیلی آسونه. شوهر یه خانم عجول می‌گفت که این تست رو تحقیرآمیز می‌دونه که این موضوع باعث جنگ و دعوای بزرگی شد و خانم داد زد که «خفه شو و اون آلت لعنتیت رو ببر آزمایشگاه!»

اگه به همسرتون اطمینان بدین که شما فقط یه خانم عجول نیستین بلکه کمی دیوانه هم هستین، شاید کمک‌کننده باشه. اگه اون خجالت می‌کشه که از دکتر وقت بگیره، بهش بگین که وقتی با دکتر حرف می‌زنه می‌تونه خودش رو بزنه به اون راه و بگه که زنش یه کم دیوانه ست. این کار به‌ویژه وقتی که دکتر مرد باشه مؤثره چون اون هم احتمالاً می‌خنده و می‌گه «آره، زن من هم همین طوره» و بعد نمونه‌ی آزمایشگاه رو تحویل بدین.

اگه بهش کمک می‌کنه و راحت‌تر می‌شه، داوطلبانه همراهش برین؛ از کلینیک یا مرکز مربوطه بپرسین که تا کجا می‌تونین بهش «کمک کنین.» در این مورد باهاش حرف بزنین که وقتی به مرکز ناباروری می‌رسه چه کارهایی می‌خواد بکنه: آیا چیز خاصی هست که بیش‌تر از هر چیز دیگه‌ای اون رو خجالت‌زده یا نگران می‌کنه؟ و اگرچه نباید به احساساتش تیکه بندازین، ولی شاید بد نباشه که یه لبخند ملیحی داشته باشین و به شوخی فیلم‌ها و صحنه‌هایی رو یادش بندازین که باید بهشون فکر کنه تا اون مایع خوشبختی بیرون بیاد. می‌تونین اسم مستعار اتاق نمونه‌گیری مردانه رو بهش بگین: تانک اسپانک. یا می‌تونین به آقاتون بگین که تصور کنه یه اهداکننده تو بانک اسپرم جایزه‌ی نوبل – یا حتی بهتر از اون، اسم واقعیش، مخزن انتخاب نطفه – ست.

جینا، یه خانم عجول، استراتژی متفاوتی رو به کار گرفت. جینا تمرکز رو از روی شوهرش برداشت و به اون گفت که اون آزمایش اسپرم رو انجام بده تا دکتر بتونه بره سراغ ارزیابی باروری خودش، یعنی جینا. همین طور همه‌ی مردهایی رو که می‌دونستن اون‌ها هم این آزمایش رو انجام داده بودن، به یاد شوهرش آورد، تا با این کار قضیه رو عادی‌تر جلوه بده. جینا تو یه حرکت هوشمندانه از نوع خانم‌های عجول، خودش فرم‌های مربوطه‌ی آزمایشگاه رو برمی‌داشت تا دیگه نیازی نباشه که شوهرش به خاطر بسپره که قرار ملاقاتی رو تنظیم کنه.

اگه شما نزدیکی‌های یه آزمایشگاه زندگی می‌کنین، آقاتون می‌تونه نمونه‌ی اسپرم خودش رو تو یه محیط راحت، دارای حریم شخصی و با ابزارهای شخصی خونه‌ی خودش «تهیه» کنه (یا، اگه از عهده‌ی هزینه‌هاش برمی‌یاین، تو اتاق یه هتل نزدیکی‌های آزمایشگاه). نمونه‌های آب منی باید ظرف ۴۵ تا ۶۰ دقیقه بعد از «جمع‌آوری» به آزمایشگاه برسن و در طول مسیر هم باید گرم نگه داشته بشن. (کسی هست که دوست داشته باشه آبش رو زیر پیرهنش نگه داره؟ تو یه فنجان پلاستیکی، خوشبختانه) ولی اگه خونه‌تون خیلی دوره اون باید ماربازی خودش رو تو آزمایشگاه انجام بده، که خب خجالت هم بخشی از اون می‌شه (البته اون می‌تونه با خودش بگه که مردهای دیگه هم برای همین کار اون جا هستن).

اگه جواب آزمایش اسپرم خوب نباشه، حسی مثل یه ضربه‌ی مهلک برای مردانگی همسرتون ایجاد می‌شه. جای تعجب نداره – خیلی از خانم‌ها هم عمیقاً درباره‌ی مشکلات باروری خودشون ناراحت می‌شن. مثل این می‌مونه که بدنتون به شما خیانت کرده باشه. ولی همون طور که دکتر هریفیش تو کتابش، «ساعت بیولوژیک مردانه»، اشاره می‌کنه «سرزنش یه نفر به خاطر تعداد اسپرم کم یا اختلال هورمونی همون قدر خنده‌داره که کسی رو به خاطر داشتن دندان عقل تحت فشار یا کور رنگی سرزنش کنیم.» به شوهرتون بگین که این فقط مثل یه تست خون یا یه تست ادرار می‌مونه، و نباید از چیزی خجالت بکشه. اگه یه آزمایش اسپرم نتیجه‌ی غیرعادی‌ای داشته باشه، آزمایش باید یک یا دو هفته بعد تکرار بشه. آب منی، مثل خود مردها، می‌تونه روزهای «بدی» داشته باشه – تعداد اسپرم‌ها می‌تونه به خاطر بیماری یا به دلایل نامشخص پایین باشه. پس بهتر از همه اینه که آزمایش اسرپم رو دو بار انجام بدین – و اگه یکی از دو بار همه چیز عادی بود، احتمالاً جای نگرانی وجود نداره.

اطمینان از سلامتی آقاتون … و پوشیدن لباس زیر مناسب؟

خب آقاتون دیگه چه کارهایی می‌تونه بکنه تا به کارها سرعت بده؟ خیلی از همون چیزهایی که شما دارین انجام می‌دین تا سالم بشین – و ترجیحاً چند ماه قبل از اینکه اقدام برای بارداری کنین، چون مردها اسپرم رو تو چرخه‌های ۷۴ روزه می‌سازن (یعنی حدود دو و نیم ماه). و این یعنی، سیگار ممنوع، مصرف تفریحی مواد ممنوع، استفاده زیاد از کافئین یا مشروب ممنوع. احتمالاً مصرف مولتی ویتامین هم می‌تونه براش خیلی مفید باشه. حواستون باشه که حتماً حاوی ویتامین ای و روی هم باشه، که هر دو تای اون‌ها برای تولید اسپرم مهم هستن.

خدا رو شکر، مردهایی با شرت‌های تنگ وقتی دارن برای پدر شدن اقدام می‌کنن، لازم نیست که تبدیل به مردهای با شرت پادار و گشاد (یا مردهای بدون شرت) بشن – شرت‌های تنگ و چسبونکی اثر منفی روی باروری مردانه نمی‌ذارن. بله، واقعاً تحقیقی تو مجله‌ی اورولوژی با نام «آیا شورت‌های پادار واقعاً بهتر هستن؟ آنالیز انتقادی نقش نوع لباس زیر در باروری مردانه» منتشر شده. این مقاله از اصطلاحاتی مثل «تنظیم حرارت بیضه‌ای مختل شده» استفاده می‌کنه که دقیقاً معنای درستی رو از آناتومی مردانه به ذهن متبادر می‌کنه؛ آناتومی‌ای که مثل یه راکت ِ خوب‌تنظیم‌شده آفریده شده. از این اصطلاحات و عنوان باحال که بگذریم، این آزمایشی بود که خیلی خوب طراحی شده بود و دمای کیسه‌ی بیضه، تعداد اسپرم و خیلی از متغیرهای دیگه رو بررسی می‌کرد و آخرش نشون می‌داد که نوع لباس زیر روی تعداد اسپرم تأثیر نگذاشته بود. نویسنده‌های این تحقیق نظریه‌ی جالبی دارن که چرا نوع لباس زیر چندان مهم نیست: «اثر حمایتی ِ لباس زیر ِ تنگ که بیضه‌ها رو به بدن نزدیک می‌کنه و نبود این اثر در لباس زیر پادار، با پوشیدن شلوار کم می‌شه. بنابراین، به نظر می‌رسه این توصیه به بیماران ناباروری که نوع خاصی از لباس زیر رو بپوشن اثر کمی داره، مگه اینکه کسی طرفدار این باشه که باید فقط لباس زیر پوشید یا در کل لباس پوشیدن رو کنار گذاشت.» به زبون ساده‌تر یعنی، متعادل‌کننده‌ی بزرگ در جنگ «لباس زیر»ها اینه: پوشاک شگفت‌انگیزی به اسم شلوار. خنک‌ترین (به خاطر ایهام ایجادشده بین معانی خنک و باحال از این واژه استفاده کردم) نکته اینه که مردها ظاهراً وقتی به بهترین دمای بیضه و در نتیجه بیش‌ترین باروری می‌رسن که دامن بپوشن. من یه جورایی شک دارم که همچین چیزی اتفاق بیفته و مردها حاضر بشن این کار رو بکنن.

تو تحقیق دیگه‌ای از ۲۱ مرد خواسته شد که به مدت یه سال بیضه بندهایی پلی استری بپوشن که بعضی‌هاشون پوشش داخلی آلومینیمی داشتن و آخرش ببینن که آیا این کار روی تعداد اسپرم تأثیر می‌ذاره یا نه. تأثیری نذاشت، ولی من دارم با خودم فکر می‌کنم که چطور تونستن ۲۱ تا مرد رو راضی کنن که یه سال اون لباس زیرهای آلومینیمی ناراحت رو بپوشن. (و چطور اون‌ها تونستن از دروازه‌های امنیتی فرودگاه‌ها عبور کنن؟ واقعاً که بازرسی بدنی جالبی از طرف اداره‌ی امنیت فرودگاه‌ها می‌شه. «جناب سروان! قسم می‌خورم من بخشی از یه آزمایش روی لباس زیر فلزی هستم! چرا حرفم رو باور نمی‌کنین؟») البته، هر روز کلّی زن تو آزمایش‌های لباس زیر ناراحت شرکت می‌کنن. اگه سوتین‌های سیم‌دار رو در نظر بگیریم، شاید بتونیم حتی بخش آلومینیمی رو هم پوشش بدیم.

آقایون نباید زمان زیادی رو تو وان‌های داغ بالای ۳۷ درجه‌ی سلسیوس بمونن چون آقا کوچولوها رو بیش از حد گرم می‌کنه و تعداد اسپرم رو کاهش می‌ده، البته نه خیلی زیاد. هفته‌ای یه بار استفاده از وان داغ احتمالاً مشکلی نداره، ولی روش محافظه‌کارانه‌تر اینه که از حدود سه ماه قبل از اقدام برای بارداری دیگه سراغ وان داغ نرن.

ملاقات دکتر توسط خودتون

خیلی از کتاب‌ها توصیه می‌کنن که قبل از بارداری از دکترتون یه وقت بگیرین. من این کار رو کردم و وقتی از دکترم پرسیدم که چرا الان اون جا هستم، طوری به من نگاه کرد که انگار دیوونه ام. ملاقات دکتر تو این نقطه، یه چیز معمول نیست چون شما فقط دارین درباره ی باردار شدن «فکرمی‌کنین». یه رویکرد می‌تونه این باشه که این ملاقات رو حول و حوش چیزهایی تعریف کنین که باید انجام بدین – و کلّی چیز هست که می‌شه در نظر گرفت. برای مثال، شما می‌خواین که از نظر عفونت‌ها تست بشین، عفونت‌ها یکی از رایج‌ترین دلایل ناباروری نامشخص هستن.

همین طور خیلی خوبه که مصونیت‌ها و واکسن‌های خودتون رو به روز کنین. گاهی پیش می‌یاد که تزریق‌ها یا قطره‌های دوران کودکی پاک می‌شن و اثرشون از بین می‌ره، و اگه شما اونقدر بدشانس باشین که وقتی باردارین دچار بیماری‌هایی مثل روبلا یا سرخجه (گاهی سرخجه‌ی آلمانی هم بهش می‌گن) بشین، این بیماری‌ها می‌تونن باعث نقص‌های مادرزادی بشن. دریافت خیلی از مصونیت‌ها و واکسن‌ها موقع بارداری چیز خوبی نیست، پس از قبل برنامه ریزی کردن این جا اهمیت پیدا می‌کنه. از دکترتون بپرسین که آیا می‌تونین برای مصونیت در برابر سرخجه تست بشین. مصونیت من به سرخجه از بین رفته بود، در نتیجه قبل از اینکه اقدام برای بارداری خودم رو شروع کنم یه واکسن ام ام آر (MMR) – سرخجک، اوریون و سرخجه – زدم. یه واکسن سه گانه DTap (دیفتری، کزاز و سیاه سرفه) هم بزنین، و اگه هیچ وقت آبله مرغان نگرفتین یا واکسن اون رو نزدین حتماً واکسن اون رو هم بزنین. مصونیت داشتن در برابر این بیماری‌ها اهمیت زیادی داره چون خیلی از اون‌ها دوباره دارن همه گیر می‌شن، شاید به خاطر کاهش میزان مصونیت. و هر سال واکسن آنفولانزا رو بزنین (حتی اگه باردار باشین مشکلی نداره و امنه). واکسیناسیون به‌ویژه وقتی مهمه که شما تو یه جای پر از میکروب مثل بیمارستان یا مدرسه کار می‌کنین (بعضی از معلم‌های پیش‌دبستانی و مهدکودک به شوخی می‌گن که دانش آموزهاشون «ویروس‌های دوپا هستن»).

شاید بخواین میزان هورمون تیروئیدتون رو هم چک کنین. شگفت‌آوره که میزان تیروئید پایین این قدر بین خانم‌ها رایجه – حدود ۱۰ درصد از ماها دچار اون هستیم و خیلی از ما اطلاعی از این موضوع نداریم. اون‌ها اغلب به دلیل یه اختلال خود ایمنی به اسم تیروئیدیت هاشیموتو ایجاد می‌شن (اسمش یه طوریه که انگار باید تو منوی سوشی باشه). میزان تیروئید پایین می‌تونه چیزهایی مثل پریود نامنظم، مشکلات باروری، و مشکلاتی در طول بارداری ایجاد کنه. اگه معلوم بشه که میزان تیروئید شما پایینه، از طریق هورمون تیروئید جایگزین تو یه قرص تجویزی کاملاً قابل درمانه (از جمله موقعی که باردارین). اگه تست رو انجام دادین، حتماً بپرسین که دقیقاً میزان تی اس اچ (TSH) شما چنده. اگه ۳ باشه، لب مرزی هستین و شاید بد نباشه قبل از اینکه با دکترتون حرف بزنین، درباره‌ی مشکلات تیروئید خوب مطالعه کنین تا آگاهی بیش‌تری داشته باشین (گیج‌کننده ست ولی به هر حال تی اس اچ بالا به معنای پایین بودن هورمون تیروئیده). اغلب آزمایشگاه‌ها نتیجه‌ی تی اس اچ (TSH) رو نرمال می‌زنن مگه اینکه بالای ۵ یا ۶ باشه، ولی بعضی از مردم حتی تو سطح ۳ یا ۴ هم عوارضی رو تجربه می‌کنن. در حالت ایده‌آل، وقتی دارین اقدام برای بارداری می‌کنین تی اس اچ (TSH) شما باید بین ۰.۵ تا ۱.۵ باشه.

اگه شرایط پزشکی خاصی دارین یا مرتباً داروهایی رو مصرف می‌کنین حتماً باید بپرسین که باردار شدن چطور ممکنه روی اون‌ها تأثیر بذاره. بعضی از داروها در دوران بارداری یا حتی اقدام برای بارداری نباید مصرف بشن، در نتیجه باید جایگزین‌هایی برای اون‌ها پیدا کنین. و حتماً یه وقت هم از یه دندانپزشک بگیرین. عفونت‌های لثه و مشکلات دهان و دندانی دیگه یکی از دلایل احتمالی زایمان نارس یا زودرس است (عجیبه ولی واقعیت داره)، پس بهتره که مراقبت‌های دهان و دندان خودتون رو به‌روز کنین.

اگه نگرانی جدی درباره‌ی سیکل‌های ماهانه‌ی خودتون دارین – مثلاً پریودهای خیلی نامنظمی دارین – یه متخصص زنان و زایمان معمولاً سعی می‌کنه که علت رو تشخیص بده. تو بعضی از خانم‌ها مقصر اصلی سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) ئه، اختلالی که اغلب (ولی نه همیشه) به همراه اضافه وزن اتفاق می‌افته. درمان‌های باروری زیادی برای سندرم تخمدان پلی کیستیک وجود داره، از جمله اصلاح تغذیه و دارو. اگه شرایط بیماری مزمنی مثل دیابت دارین، درباره‌ی برنامه‌ی بچه دار شدنتون با دکترتون حرف بزنین.

اگه نگرانی‌های نه چندان جدی‌ای درباره‌ی سیکل قاعدگی خودتون دارین، احتمالاً جوابی رو که دنبالش هستین، پیدا نمی‌کنین. قبل از اینکه برای اولین بار باردار بشم، چند روز و حتی گاهی یه هفته قبل از اینکه پریود بشم لکه بینی داشتم، که واضحه چیز نرمالی نیست. پرستاری که دیدمش هیچ توصیه و حرفی برای من نداشت و گفت سیکل‌های عجیب و غریب مشکلی نیست مگه اینکه شما بیش‌تر از شش ماه باشه که دارین برای بارداری اقدام می‌کنین. راستش من نگرش بیش از حد بی‌تفاوت اون رو دوست نداشتم ولی این درسته که تنها راه دونستن ِ این که آیا شما مشکل باروری دارین یا نه اینه که اقدام برای بارداری کنین و ببینین چه اتفاقی می‌افته. خانم‌هایعجول جواب سؤالی رو می‌خوان که دکترها همیشه نمی‌تونن جواب بدن: «آیا من بارور هستم؟» وقتی احتمال خوبی وجود داره که شما هیچ مشکلی تو باردار شدن نخواهید داشت، دکترها هم نمی‌خوان فقط به خاطر یه سؤال، کلّی تست روی شما انجام بدن. خیلی از شرکت‌های بیمه‌ای هیچ پولی بابت هیچ چیز مرتبط با ناباروری نمی‌پردازن. این یه وضعیت گیج‌کننده ست ولی اون‌ها نکته‌ی مورد نظرشون اینه که: اغلب زن‌ها می‌تونن ظرف چند ماه به طور طبیعی باردار بشن، پس بهترین راه اینه که اول اقدام کنن و برای مصیبتی که هنوز ایجاد نشده کاسه‌ی چه کنم چه کنم دستشون نگیرن.

سخت‌ترین کار اینه که در طول این دوران عاقلانه رفتار کرد. حتی قبل از اینکه اقدام برای بارداری کنین، کاملاً طبیعیه که نگران این باشین که نکنه نتونین باردار بشین. اون انرژی باید بالاخره یه جایی بره، و در مورد خیلی از خانم‌ها می‌ره سراغ وسواس درباره‌ی سیکل‌ها و پریودهاشون، تحقیقات بی‌پایان تو اینترنت، و فکر کردن به باروری در طول وقت‌های آزادشون. روانشناس‌ها اسم این الگو رو گذاشتن نشخوار فکری، و اگه این کار رو کنار بذارین بهتون قول می‌دم که شادتر زندگی می‌کنین. حالا برای توصیه‌هایی در مورد اینکه به جاش چی کار کنین، می‌تونین برین سراغ فصل ۷.

کنار گذاشتن جلوگیری از بارداری

اگه قبل از این داشتین از کاندوم یا نمودار باروری (جلوگیری طبیعی) برای جلوگیری از بارداری استفاده می‌کردین، بلافاصله می‌تونین با کنار گذاشتن اون، اقدام برای بارداری خودتون رو شروع کنین – تو روزهای باروریتون، نزدیکی حفاظت نشده داشته باشین و همین، شما دارین اقدام می‌کنین. اما اگه داشتین از روش جلوگیری از بارداری هورمونی استفاده می‌کردین، باید از قبل برنامه ریزی کنین. اغلب دکترها پیشنهاد می‌کنن که قبل از اینکه اقدام برای بارداری کنین حداقل یه سیکل نرمال بعد از قرص های جلوگیری از بارداری (یا روش‌های هورمونی دیگه مثل حلقه یا چسب های ضد بارداری) داشته باشین تا حتماً به تخمک گذاری برگردین و زمان کافی رو داشته باشین که پوشش داخلی رحم دوباره بازسازی بشه (روش جلوگیری از بارداری ِ هورمونی می‌تونه رحم رو نازک کرده باشه). به‌ویژه اگه سال‌ها از قرص استفاده کرده باشین، ممکنه چند سیکل طول بکشه تا باروریتون کامل برگرده، پس احتمالاً بهتره که حداقل سه ماه، و شاید شش ماه، قبل از اقدام برای بارداری مصرف قرص رو متوقف کنین. در این مدت، باید از کاندوم یا نمودار باروری استفاده کنین (فصل ۳ رو ببینین).

روش‌های تزریقی جلوگیری از بارداری از جمله آمپول‌های ضدبارداری مثل دپوپروورا زمان بیش‌تری می‌کشه تا بدن رو ترک کنن – تا ۹ ماه که ممکنه باعث سیکل‌های پریود نامنظم تو اون مدت هم بشه. پس اگه دارین به این فکر می‌کنین که در طول سال آینده باردار بشین، بهتره که آمپول دپوپروورا نزنین. اگه آی یو دی (وسیله داخل رحمی یا IUD) داشته باشین، باید بتونین کمی بعد از برداشتن اون باردار بشین، هرچند بهتره که اول یه سیکل کامل صبر کنین تا رحم به حالت نرمالش برگرده.

خطرات زیست محیطی

خیلی از ما کلّ روزمون رو جلوی مانیتور کامپیوتر می‌گذرونیم. خوشبختانه، مانیتور کامپیوتر روی باروری شما تأثیری نمی‌ذاره. ولی شاید بد نباشه یه نگاهی به داخل کابینت‌های آشپزخونه‌تون بندازین. پلاستیک می‌تونه داخل غذا نفوذ کنه و به‌طور ناخواسته یه مقدار ماده‌ی شیمیایی از خودش جا بذاره که این مواد شیمیایی می‌تونن روی باروری تأثیر بذارن. توجه زیادی روی ماده‌ای به اسم بیسفنول آ (BPA) هست، یه ماده‌ی شیمیایی که تو بعضی از پلاستیک‌های نرم موجوده که هورمون استروژن رو تقلید می‌کنه. یه تحقیق نشون داد که خانم‌هایی که بیسفنول آ ی بیش‌تری تو سیستمشون داشتن، تخمک‌های غیرقابل استفاده‌ی بیش‌تری در طول آی وی اف (لقاح مصنوعی یا IVF) تولید کردن. تحقیقی درباره‌ی بیسفنول آ در خصوص بارداری طبیعی نشده ولی اون قدر ترسناک هست که شما به وجود پلاستیک تو خونه‌تون و نحوه‌ی استفاده از اون دقت کنین. توصیه‌ی معمول اینه که حواستون باشه روی برچسب محصول پلاستیکی نوشته باشه بدون بیسفنول آ (BPA-free) و اگه قابل بازیافت باشه عدد ۲، ۴ یا ۵ داخل علامت بازیافت باشه (بقیه یعنی ۱، ۳، ۶ و ۷ احتمال بیش‌تری داره که بیسفنول آ یا مواد مضر دیگه داشته باشن). خوشبختانه، اغلب ظرف‌های غذای مایکروویو از این پلاستیک‌های ایمن‌تر هستن.

احتمال نفوذ مواد شیمیایی از پلاستیک گرم شده بیش‌تره، بنابراین اگه برنج، سوپ، یا باقی مونده‌ی غذا رو تو مایکروویوتون می‌پزین، از یه ظرف شیشه‌ای یا سرامیکی استفاده کنین. یه بطری آب ِ استیل ضدزنگ بخرین و اغلب نوشیدنی‌ها رو تو یه لیوان شیشه‌ای واقعی بخورین (تازه، این جوری مزه‌ی بهتری هم دارن). از پوشش پلاستیکی تو مایکروویو استفاده نکنین. من اغلب این کارها رو الان انجام می‌دم، ولی نتونستم یه بخارپز سبزیجات پیدا کنم که پلاستیکی نباشه. مشکل بزرگ‌تر اینه که وسایل بچه‌ها اکثرشون پلاستیکی هستن، که البته دلیل خوبی هم برای این کار وجود داره، چون دست یه بچه‌ی نوپا وسیله‌ی شیشه‌ای دادن همان و ظرف سیزده ثانیه به اورژانس مراجعه کردن همان.

اگه با مواد شیمیایی تو آزمایشگاه، مطب پزشکی یا مطب دندانپزشکی کار می‌کنین، باید کاملاً هر نوع خطر احتمالی رو بررسی کنین. مثلاً، دستیارهای دندانپزشکی در معرض اشعه ایکس و جیوه تو پر کردن دندان‌ها هستن، پس شاید باید موقع اقدام برای بارداری، کار خودتون رو تعدیل کنین.

طب سوزنی و طب سنتی

روش‌های پزشکی جایگزین مثل طب سوزنی و مکمل‌های طبیعی مثل داروهای گیاهی این روزها به‌شدت رایج هستن، به‌ویژه میون خانم‌هایی که می‌خوان باردار بشن. با اینکه خیلی از کتاب‌ها و سایت‌ها طب سوزنی و داروهای گیاهی رو برای باروری توصیه می‌کنن، تحقیقات واقعی خیلی کمی در مورد اون‌ها وجود دارن، و بعضی از تحقیقات نشون می‌دن که اون‌ها جواب نمی‌دن.

به نظر نمی‌رسه که طب سوزنی، باروری زن‌ها رو حداقل تو سیکل‌های آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) بهتر کنه. اوایل، چند تا تحقیق کوچیک ادعا می‌کردن که طب سوزنی می‌تونه میزان بارداری آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) رو افزایش بده، ولی یه بررسی گسترده از همه‌ی تحقیقات موجود نشون داد که طب سوزنی تفاوت چندانی ایجاد نمی‌کنه. تو هفت تحقیق از ۱۶۰۱ زن تحت عمل آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF)، ۳۲ درصد از اون‌هایی که طب سوزنی داشتن بچه دار شدن، در حالی که گروه کنترل اون‌ها که طب سوزنی نداشتن ۲۹ درصد بچه دار شدن. نویسنده‌های این بررسی این طور نتیجه‌گیری کردن که «هیچ مدرکی مبنی بر مزیت استفاده از طب سوزنی در درمان آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) وجود نداره.» من فکر می‌کنم منصفانه‌تر اینه که بگیم شاید مزیت خیلی کمی داشته باشه. جدیدترین تحقیق درباره‌ی آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) و طب سوزنی هم هیچ تأثیری رو نشون نمی‌داد. اگه تحت عمل آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) قرار می‌گیرین که کلّی هم باید خرجش کنین، شاید بد نباشه که طب سوزنی رو هم انجام بدین تا ۳ درصد شانس موفقیت خودتون رو افزایش بدین، به‌ویژه اگه بهش اعتقاد دارین. اما اگه کارها رو طبق روش‌های معمول و سنتی انجام می‌دین، این دیگه خیلی بیش‌تر از یه شیر یا خط انداختن برای اینه که آیا طب سنتی ارزشش رو داره که پول و وقتتون رو صرفش کنین یا نه، به‌ویژه اینکه هیچ تحقیقی روی ارتباط طب سنتی و بارداری طبیعی وجود نداره. همین طور هیچ تحقیقی درباره‌ی اثر طب سنتی روی باروری مردانه وجود نداره، البته این موضوع می‌تونه خیال بعضی از مردها رو راحت کنه. (چون یکی از دوست‌های مرد من می‌پرسید، «اون‌ها برای این کار، سوزن رو دقیقاً کجا فرو می‌کنن؟»)

بعضی از خانم‌ها از داروهای گیاهی برای افزایش باروریشون استفاده می‌کنن. یکی از این محصولات محبوب، معجون باروری، شامل ال آرژینین (L-arginine) و ویتکس (همینطور معروف به چستبری) می‌شه. از بین ۹۳ زن که به مدت شش ماه تا سه سال اقدام به بارداری کرده بودن، ۲۶ درصد بعد از سه ماه مصرف «معجون باروری» باردار شدن، در مقابل، گروه کنترل که قرص دارونما مصرف کرده بودن فقط ۱۰ درصد باردار شدن. سیکل پریود این زن‌ها هم بهتر شد. چند تا تحقیق دیگه هم اثرات مثبتی از ویتکس رو در بین زن‌هایی با فاز لوتئال کوتاه نشون داد (فاز لوتئال مدت زمان بین تخمک گذاری و پریوده). البته، اغلب این تحقیقات نمونه‌های آماری کوچیکی داشتن و تو مجلات علمی ناشناخته‌ای چاپ شده بودن. و هیچ تحقیقی هم درباره‌ی باروری و داروهای گیاهی طب چینی وجود نداره. هنوز چیزهای زیادی هست که ما درباره‌ی داروهای گیاهی و اثرات اون‌ها نمی‌دونیم و برای همین احتمالاً باید تو مصرف اون‌ها احتیاط کنیم. ایشالا تو سال‌های بعد تحقیقات بیش‌تری دربار‌ه‌ی نحوه‌ی تأثیر داروهای گیاهی و مکمل‌ها روی باروری تولید می‌شه.

آدم ممکنه وسوسه بشه و این طور فکر کنه که پس حالا که اون‌ها آسیبی نمی‌زنن شاید بد نباشه که اون‌ها رو مصرف کرد. ولی بعضی وقت‌ها ممکنه آسیب بزنن: بعضی از خانم‌ها، به‌ویژه اون‌هایی که سیکل پریود منظمی داشتن، گفتن که ویتکس باعث تأخیر تو تخمک گذاری شون شده و به جای بهتر کردن سیکل پریودشون، اون رو بدتر هم کرده (مثلاً، بررسی «معجون باروری» رو تو drugstore.com بخونین). این موضوع در مورد خود من هم صادقه. من فاز لوتئال خیلی کوتاهی دارم. چون بعضی از تحقیقات نشون دادن که ویتکس می‌تونه فاز لوتئال رو طولانی‌تر کنه، شروع به مصرف اون به اندازه‌ی دز توصیه‌شده کردم. ولی کلّ کاری که اون انجام داد به تأخیر انداختن تخمک گذاری من بود، و بعد در طول پنجمین سیکل پریودم، کوتاه‌ترین فاز لوتئال خودم رو تا اون لحظه تجربه کردم. مصرف ویتکس رو متوقف کردم و سیکل پریودم به حالت نرمال برگشت. سه ماه بعد باردار شدم.

ال آرژینین هم که تو معجون باروری هست و تو بعضی از کتاب‌ها هم توصیه شده، بین خانم‌هایی که به‌صورت طبیعی اقدام به بارداری کردن، تحقیق نشده. تو تحقیق کوچیکی در مورد خانم‌هایی که آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) انجام می‌دادن، اون‌هایی که ال آرژینین مصرف کردن تعداد کم‌تریجنین با کیفیت خوب تولید کردن و احتمال کم‌تری برای باردار شدن داشتن. محققان از این نتایج شگفت‌زده شدن، چون از نظر تئوریک ال آرژینین باید با افزایش جریان خون به باروری اون‌ها کمک می‌کرد. سخت می‌شه گفت که ال آرژینین چه اثری روی بارداری طبیعی می‌ذاره ولی این نتایج آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) برای قانع کردن من کافی بودن که اون رو مصرف نکنم.

ادعا می‌شه که داروهای گیاهی دیگه‌ای، مثل روغن گل مغربی (روغن گل پامچال شب)، اثرات مفیدی دارن، ولی در واقع ندارن. (بررسی گسترده‌ای نشون داد که روغن گل مغربی (روغن گل پامچال شب) علائم سندرم قبل از قاعدگی رو کاهش نمی‌ده، ولی مکمل‌های کلسیم این کار رو می‌کنن.) بعضی از خانم‌ها مقدار زیادی ویتامین ب۶ (بیش‌تر از ۱۰۰ میلی گرم) مصرف می‌کنن تا فاز لوتئال خودشون رو طولانی‌تر کنن یا علائم سندرم قبل از قاعدگی خودشون رو بهتر کنن ولی هیچ تحقیقی انجام نشده که ببینه این کار واقعاً جواب می‌ده یا نه. تازه مؤسسه‌ی ملی سلامت می‌گه که بیش‌تر از ۱۰۰ میلی گرم ویتامین ب۶ در روز می‌تونه سمی باشه.

بذارین همین جا یه افسانه‌ی عبرت‌آموز دیگه درباره‌ی مکمل‌های داروهای گیاهی رو بگم. سایت مربوط به یه مکمل به اسم فرتی‌بلا (FertiBella)، که می‌گه حاوی خیلی از همون داروهای گیاهی «معجون باروری» ئه، ویدئویی از داستان‌های موفقیت زن‌هایی رو تو صفحه‌ی اولش آورده و مدعیه که «نتایج ثابت‌شده‌ی کلینیکی» داره که زن‌هایی که از فرتی‌بلا مصرف کردن در برابر کسایی که دارونما مصرف کردن، ۳۳ درصد بارداری بیش‌تری داشتن. این صفحه حاوی یه لینک به یه فایل پی دی اف ئه که ظاهراً مقاله‌ای از «مجله‌ی زنان و زایمان و بیولوژی تولید مثل» ئه. ولی نه خود مقاله و نه هیچ کدوم از پنج نویسنده و نه حتی اون مجله تو مدلاین (Medline)، دیتابیس کامل مقالات مجلات پزشکی، نیستن. این مجله حتی یه سایت نداره. این مقاله چیزهایی نوشته که تو یه تحقیق علمی جایی نداره. مقاله این طوری شروع می‌شه که «تحولات پزشکی به زنان وعده‌ی کنترل بیش‌تر بر باروریشان می‌دهند ولی آیا آن‌ها باید مادر بودنشان را واقعاً به تأخیر بیندازند؟ روز به روز زن‌های بیش‌تری از روندی پیروی می‌کنند که رهبری آن به دست ستاره‌های برتر هالیوود است و می‌خواهند در دهه‌ی ۴۰ زندگیشان بچه دار شوند.» فایل پی دی اف این مقاله بعد از دو صفحه‌ی مبهم (وسط جمله) قطع می‌شه و نتایج تحقیق رو هم اصلاً ارائه نمی‌کنه. درسی که اینجا می‌گیریم اینه که «اینترنت» نوع جدیدی از یه جنگل بی در و پیکره، و باید حواستون به این موضوع باشه. وقتی یه درمانی ادعا می‌کنه که از نظر کلینیکی اثبات‌شده ست یا تو یه مجله‌ی پزشکی منتشر شده، وظیفه‌تون رو انجام بدین و مطمئن بشین که می‌تونین بهش اعتماد کنین.

پیام کلّی: داروهای گیاهی و مکمل‌های دیگه رو فقط به خاطر امتحان کردنشون مصرف نکنین، چون اون‌ها می‌تونن گاهی اثرات منفی روی باروری شما داشته باشن. اگه کسی رو می‌شناسین یا تو اینترنت درباره‌ی کسی خوندین که یکی از این مکمل‌ها رو مصرف کرده و باردار شده، یادتون باشه که هیچ وقت نمی‌تونیم بگیم آیا اون مکمل ارتباطی با باردار شدنش داشته یا نه. و یک نفر فقط یک نفره، نه یه تحقیق با هزاران نفر. توصیه‌ی من اینه که قبل از مصرف داروهای گیاهی یا کلّی ویتامین، شش ماه اقدام به بارداری کنین – درست مثل خانم‌های مربوط به تحقیق «معجون باروری» – و بعد فقط در صورتی اون‌ها رو مصرف کنین که تست‌های باروری دیگه (آزمایش اسپرم منی، اچ اس جی یا HSG برای تست لوله‌های باز) وضعیت نرمال رو نشون بدن، و همه چیز رو با دکترتون چک کرده باشین. باروری طبیعی شما واقعاً ممکنه نتیجه‌ی بهتری براتون داشته باشه،پس تا وقتی مجبور نشدین اون رو با چیزهای دیگه خراب نکنین.

مکمل‌های دی اچ ای آ (DHEA)

تو سال ۲۰۰۳، یه زن مجرد ۴۲ ساله به اسم داینهاربن وارد یه مرکز ناباروری تو نیویورک شد و به دکترها گفت که می‌خواد جنین‌هایی رو برای بارداری آینده ذخیره کنه. داین تحت عمل آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) قرار گرفت ولی فقط سه تخمک تولید کرد، که پاسخ پایینی در نظر گرفته می‌شه. داین برای افزایش شانس خودش تحقیقاتی رو انجام داد و به تحقیقی رسید که نتایج امیدوارکننده‌ای برای دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) نشون می‌داد. دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) یه مکمل هورمونی ارزونه که بدون نسخه هم می‌شه تهیه‌ش کرد. داین شروع به مصرف ۷۵ میلی گرم دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) در روز کرد، و اولش به دکترهاش هیچی در این مورد نگفت. چهار ماه بعد از شروع دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA)، داین تو هر سیکل از آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) خودش ۶ تخمک تولید کرد، شش ماه بعد ۱۴ تخمک تولید کرد، و ۹ ماه بعد ۱۸ تخمک تولید کرد. داین بعدها پیش دکترهاش اعتراف کرد که دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) مصرف می‌کرده.

دکترها که از این نتایج شگفت‌زده شده بودن، به بیمارهای دیگه هم توصیه می‌کردن که مکمل دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) مصرف کنن، به‌ویژه اگه اون‌ها پیرتر بودن یا تو تولید تخمک کافی در طول درمان آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) مشکل داشتن. یکی از اون‌ها ملیسای ۴۰ ساله بود که سال‌ها مشکل ناباروری و نازایی داشت. چهار مرکز ناباروری مختلف به ملیسا گفته بودن که اون هیچ وقت نمی‌تونه بچه دار بشه مگه اینکه از تخمک اهدا کننده استفاده کنه. بعد از اون، ملیسا به همون مرکز ناباروری رفت که داین ازش استفاده کرده بود، «مرکز تولید مثل انسان(CHR)» که توسط دکتر دیوید باراد و نوربرت گلیچر مدیریت می‌شد. ملیسا اولش دو سیکل آی وی اف ناموفق داشت. دکترها بهش پیشنهاد کردن که دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) مصرف کنه، و ملیسا بعد از پنج ماه مصرف این مکمل یه وقت ملاقات از دکتر باراد گرفت چون احساس خوبی نداشت. دکتر باراد یه سونوگرافی انجام داد و علت حالت تهوع و خستگی ملیسا رو پیدا کرد: اون باردار بود – به‌طور طبیعی. پسرش، لوکاس، یه روز قبل از ۴۱مین سالگرد تولد خودش، به دنیا اومد.

از اون موقع به بعد، دکتر باراد و گلیچر چندین مقاله تو مجلات برتر پزشکی منتشر کردن که نشون می‌ده نتایج این خانم‌ها اتفاقی نبودن. بین چند صد زن، دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) تعداد جنین‌های تولید شده در سیکل‌های آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) رو افزایش داد، میزان بارداری رو بهتر کرد، و تعداد جنین‌های غیرعادی رو کاهش داد. از همه بهتر، میزان سقط جنین رو بین زن‌های بالای ۳۵ سال به نصف کاهش داد. فقط ۷ درصد از زن‌هایی بین ۳۵ تا ۳۷ سال که دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) مصرف کردن، سقط جنین داشتن، در حالی که میزان عادی سقط جنین برابر با ۱۶ درصده. همین طور زن‌هایی که دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) مصرف کردن ۳۸ درصد جنین‌های غیرعادی کم‌تری تولید کردن. و کلّ این قضیه از مصرف یه مکمل غیرنسخه‌ای آب می‌خوره که حدود ۱۰ دلار برای مصرف یه ماه هزینه برمی‌داره.

چون دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) یه هورمونه، بعضی از فروشگاه‌ها هشدارهایی رو کنار بطری‌ها قرار می‌دن. این موضوع باعث شد که من درباره‌ی احتمال نقص‌های مادرزادی به فکر برم. به دکتر گلیچر ایمیل زدم و اون این طور جواب داد که «هیچ مدرکی مبنی بر افزایش نقص‌های مادرزادی و هیچ دلیلی وجود نداره که فکر کنیم چنین اتفاقی می‌افته»، به‌ویژه به این خاطر که وقتی خانم‌ها تست بارداریشون مثبت می‌شه، مصرف دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) رو متوقف می‌کنن. علاوه بر این، دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) به هر حال به‌طور طبیعی تو بدن وجود داره و در دوران بارداری هم تو بدن زن‌ها بالاتره. (اون گفت که «جفت جنین مثل یه کارخانه‌ی تولید دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) می‌مونه».) و چون وجود جنین‌های بیش‌تر تو خانم‌هایی که دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) مصرف می‌کردن یه چیز نرمال بود، باید ریسک کم‌تری در مورد نقص‌های مادرزادی کروموزومی مثل سندرم داون وجود داشته باشه.

خب آیا شما باید دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) مصرف کنین یا نه؟ اغلب این تحقیقات بر اساس آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) انجام شدن، پس خیلی سخته که بگیم آیا برای بارداری طبیعی هم جواب می‌ده یا نه، هرچند دکترها چندین زن مثل ملیسا رو دیدن که بعد از مصرف دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) به‌طور طبیعی باردار شدن. اثرگذاری دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) بیش‌تر تو خانم‌های بالای ۳۵ سال و به‌ویژه خانم‌های بالای ۴۰ سال دیده می‌شه. پس اگه بالای ۳۵ سال دارین شاید ارزش امتحان کردن رو داشته باشه ولی اگه جوان‌تر هستین، نه. اگه از قبل می‌دونین که هورمون محرک فولیکول (اف اس اچ یا FSH) بالا یا ذخیره تخمدان کاهش‌یافته دارین ، شاید مصرف دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) بتونه مفید باشه. ولی چون دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) استروژن رو افزایش می‌ده، مثل ویتکس، می‌تونه تخمک گذاری رو تو خانمی با سیکل‌های پریود منظم به تأخیر بندازه. پس شاید بهتر باشه که وقتی هنوز اقدام به بارداری نمی‌کنین، برای یک یا دو سیکل اون رو مصرف کنین تا ببینین که چه اثری روی شما می‌ذاره. یا اینکه مثل ویتکس یا معجون باروری، فقط وقتی برین سراغ مصرف اون که شش ماهه دارین برای بارداری اقدام می‌کنین.

مقدار توصیه شده برای دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) ۲۵ میلی گرم سه بار در روزه، و بهترین تأثیرات اون بعد از چهار تا پنج ماه دیده می‌شه، پس حداقل این مدت رو بهش فرصت بدین تا جواب بده. هرچند تحقیقات فعلی نشون می‌دن که مصرف دی هیدرواپی آندروسترون (دی اچ ای آ یا DHEA) تو این مقدار مشکلی نداره و ایمنه، شما نباید بیش‌تر از یه سال اون رو مصرف کنین، و وقتی تست بارداری شما مثبت می‌شه یا وقتی دکترتون چیز دیگه‌ای بهتون می‌گه باید مصرف اون رو متوقف کنین. این تحقیق هنوز تو مراحل اولیه‌ی خودشه، ولی خیلی هیجان‌انگیزه که چیزی – حالا هر چیزی – داره اتفاقی رو برای خانم‌هایی رقم می‌زنه که فکر می‌کردن تنها شانس بچه دار شدنشون استفاده از تخمک اهدا کننده ست.

مکمل‌های کوکیوتن (CoQ10)

کوآنزیم کیوتن (Q10) یه ماده‌ی ضروری برای تشکیل سلوله که به‌طور طبیعی ایجاد می‌شه. هر چی سن شما بیش‌تر باشه، بدنتون کوکیوتن (CoQ10) کم‌تری به‌طور طبیعی تولید می‌کنه. بعضی از تحقیقات نوظهور و هیجان‌انگیز نشون می‌دن که مکمل کوکیوتن (CoQ10) تو درمان یه سری از بیماری‌ها از فشار خون بالا گرفته تا دیابت مؤثره و هیچ عوارض جانبی‌ای هم نداره. چون تخمک گذاری شامل یه فرآیند طولانی از رشد سلول می‌شه، وجود مقدار کافی از کوکیوتن (CoQ10) برای باروری ضروریه. شوربختانه، هیچ کس تا حالا اثر کوکیوتن (CoQ10) روی باروری انسان رو تحقیق نکرده. یه تحقیق نشون داده که موش‌های ماده‌ی پیرتری که مکمل کوکیوتن (CoQ10) خوردن تخمک‌های بهتری تولید کردن. (موش‌ها تو یه سالگی پیر در نظر گرفته می‌شن، که باعث می‌شه من از انسان بودن خودم احساس خوشبختی کنم.) اگه سن شما بالاتر از ۳۵ باشه، شاید کوکیوتن (CoQ10)، با دز ۱۰۰ میلی گرم در روز، ارزش امتحان کردن رو داشته باشه.

استرس

«فقط ریلکس باش تا باردار بشی.» این یکی از رایج‌ترین توصیه‌هاییه که درباره‌ی باروری می‌شنوین. ولی آیا درسته؟ آیا باید استرس رو از خودمون دور کنیم و حتی نگرانی درباره‌ی باروریمون رو متوقف کنیم تا بچه دار بشیم؟

احتمالاً نه. بدن شما خودش رو با میزان استرس روزانه‌ی نرمال شما تنظیم می‌کنه. اتفاقات غیرعادی – مثل اسباب کشی، شکستن استخوان، یا مسافرت به مدت طولانی – معمولاً با تأخیر تو تخمک گذاری، می‌تونه روی سیکل پریود شما اثر بذاره. بعیده که فقط خود نگرانی و استرس درباره‌ی باردار شدن، باروری شما رو کاهش بده. همین طور «به‌شدت برای بارداری اقدام کردن» از طریق پیش بینی تخمک گذاری خودتون، آمادگی برای باردار شدن، یا تغذیه خوب، همچین تأثیری روی باروری شما نمی‌ذاره. احتمالاً داستان‌هایی درباره‌ی خانم‌هایی شنیدین که بالاخره وقتی باردار شدن که یا بچه‌ای رو به فرزندی قبول کردن یا اصلاً «اقدام برای بارداری رو متوقف کردن»، ولی هیچ کدوم از این‌ها باعث ایجاد اون یکی نیست. (تحقیقات هیچ نوع ارتباطی بین اون‌ها رو نشون نمی‌ده – داستان‌ها فقط داستانن. روانشناس‌ها به این می‌گن «همبستگی گمراه‌کننده».) در واقع، با اطلاع از سیکل پریودتون «به‌شدت برای بارداری اقدام کردن» احتمال بیش‌تری داره که منجر به بارداری سریع بشه.

اغلب تحقیقات نشون می‌دن که نگرانی و استرس ملایم تا متوسط روی باروری، حتی در طول درمان ناباروری یا نازایی، اثری نمی‌ذارن. آلیس دومار، روانشناسی که به خاطر تحقیقاتش در مورد اینکه چطور روان درمانی می‌تونه به زن‌های نابارور کمک کنه که باردار بشن، شناخته شده است. آلیس تو یه تحقیقی می‌گه که خانم‌هایی با نگرانی و استرس متوسط واقعاً احتمال بیش‌تری داره که با آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) بادار بشن. آنالیزی از ۱۴ تحقیق در سال ۲۰۱۱ نشون داد که هیچ تفاوتی تو میزان بارداری آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF) بین خانم‌هایی که استرس داشتن و نداشتن، وجود نداشت. تونی وشلر، نویسنده‌ی «پذیرش مسئولیت باروری خودتان»، می‌گه که استرس باعث تأخیر تخمک گذاری می‌شه ولی به جز این، موقع اقدام برای بارداری طبیعی، آسیبی به باروری نمی‌زنه. پس استرس و نگرانی اصلاً چیزی نیست که بخواین نگرانش بشین مگه اینکه ناتوان‌کننده و مختل‌کننده بشه.

شوربختانه، خیلی از متخصصان زنان و زایمان هنوز این پیام رو نگرفتن. بعضی از دکترها به بیمارانشون می‌گن که فقط «حال کنین» یا «تا می‌تونین نزدیکی داشته باشین» چون فکر می‌کنن که پیش بینی زمان تخمک گذاری و «وسواس» درباره‌ی باردار شدن می‌تونه به باروری آسیب بزنه. این اصلاً حقیقت نداره. داشتن یه رویکرد آسوده و منفعلانه قطعاً می‌تونه جواب بده، ولی پیش بینی زمان تخمک گذاری خودتون بهتون کمک می‌کنه که بارداری سریع‌تری داشته باشین – و بعدش می‌تونین داشتن استرس در مورد باردار شدن رو متوقف کنین. یه خانمی تو یه تالار گفت‌وگو نوشته بود که تو قرار ملاقات قبل از بارداری با دکترش، دکتر «به من گفت که نمودار باروریم رو دنبال نکنم، هیچ چیزی نخونم، و به‌ویژه سراغ اینترنت نرم.» (چرا؟ چون بی‌توجهی و بی‌خیالی باعث باردار شدن می‌شه؟) اون خانم ادامه داد که «خوشحالم که به حرف اون گوش نکردم چون دونستم که باید چی کار کنم تا شانسم رو افزایش بدم. فکر می‌کنم با عدم اطلاع از اینکه بدنم داشت چی کار می‌کرد، خودم رو دیوونه می‌کردم.»

جکی، استاد مردم‌شناسی، مثال کاملی از اینه که چطور استرس کوتاه مدت لزوماً باروری رو کاهش نمی‌ده. جکی دو سال بود که همین جوری داشت اقدام برای بارداری می‌کرد. بعدش چند سیکل کلومید مصرف کرد و اقدام به آی یو آی (تلقیح داخل رحمی یا IUI) کرد، ولی هیچ کدوم جواب نداد. درست قبل از آی یو آی (تلقیح داخل رحمی یا IUI) دومش، مدیر گروهشون بهش گفت که اون نمی‌تونه کرسی استادی دانشگاه رو بگیره. به هر شکلی بود اون رفت برای انجام آی یو آی (تلقیح داخل رحمی یا IUI)، و دکترش بلافاصله فهمید که جکی به‌شدت استرس داره چون کاتتر همیشگی داخل نمی‌رفت و اون باید از یه کاتتر منعطف‌تر استفاده کنه. جکی با خودش فکر می‌کرد که چطور ممکنه کم‌تر از یه ساعت بعد از بدترین جلسه‌ی زندگیش باردار بشه، ولی شد – خودش هم دوقلو! (و آخرش کرسی استادی رو هم گرفت.)

البته، افسردگی، واقعاً تأثیر منفی روی باروری می‌ذاره. اغلب تحقیقات، باز هم روی بیمارهای آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی یا IVF)، نشون می‌دن که خانم‌های افسرده در مقایسه با اون‌هایی که افسرده نیستن، کم‌تر از ۵۰ درصد احتمال باردار شدن دارن. چه تفاوتی بین استرس و افسردگی هست؟ اگه نگران هستین، یا وسواس پیدا کردین، یا دلتون آشوبه، این یعنی استرس. اگه ناراحت هستین، همش دارین گریه می‌کنین، یا بیش‌تر از دو هفته است که سست و بی‌حال هستین، این یعنی افسردگی. (البته احساس ناراحتی برای چند روز بعد از پریود شدن جزو این موارد حساب نمی‌شه، باید طولانی‌تر از این چیزها باشه.) اگه افسرده هستین یا فکر می‌کنین که ممکنه باشین، شروع درمان رو مد نظر قرار بدین – به خاطر سلامت روحی و روانی خودتون، نه فقط به خاطر باروری. اغلب روانشناس‌ها از جمله دکتر دومار، برنامه‌ای رو توصیه می‌کنن که از شناخت-رفتار درمانی و تکنیک‌های ریلکسیشن تصاعدی استفاده می‌کنه. (برای اطلاعات بیش‌تر به «حس خوب» یا «واکنش ریلکسیشن» مراجعه کنین.) درمان (تراپی) احتمالاً گزینه‌ای بهتر از داروهای ضد افسردگی ئه، بعضی از این داروها نباید در دوران بارداری استفاده بشه. اگه از قبل دارین داروی ضد افسردگی مصرف می‌کنین یا همچین چیزی تو ذهنتونه، باید درباره‌ی گزینه‌های موجود با دکترتون حرف بزنین.

تو فصل ۷ و همین طور در طول کتاب، بیش‌تر درباره‌ی جنبه‌های روانشناختی باردار شدن حرف می‌زنم چون اقدام برای بارداری می‌تونه خیلی استرس زا باشه. حتی اگه استرس روی باروری شما اثری نذاره، اصلاً چیز جالبی نیست که آدم مدام احساس نگرانی بکنه. خیلی از افراد فکر می‌کنن که اقدام برای بارداری کاملاً یه چیز باحال و جالبه و استرس و/یا افسردگی اتفاق نمی‌افته مگه اینکه درمان ناباروری و نازایی شروع بشه. ولی، من خانم‌هایی رو دیدم که حتی قبل از اینکه اقدام برای بارداری رو شروع کنن نسبت به باروری خودشون نگران بودن و حتی بیش‌تر از اون، افرادی که بعد از گذروندن اولین یا دومین سیکل ناموفق خودشون نگران این بودن که هیچ وقت باردار نشن. بچه دار شدن یه هدف مهم تو زندگیه، منتها هنوز تحت کنترل ما نیست. اگه شما از قبل دچار نگرانی و استرس باشین، استرس مربوط به اقدام برای بارداری می‌تونه اون رو بدتر بکنه. نکته‌ی خوب اینه که میزان کم یا حتی متوسط نگرانی و استرس و وسواس نمی‌تونه روی باروری شما تأثیر بذاره.

اگه ساعت‌های طولانی کار کنین و شغل پراسترسی داشته باشین، چی؟ اگه این یعنی به اندازه‌ی کافی نمی‌خوابین، غذای ناسالم می‌خورین، و کافئین و الکل مصرف می‌کنین، در اون صورت بله، ممکنه مشکل بیش‌تری تو باردار شدن داشته باشین. ولی تو این وضعیت، این کافئین، الکل، و غذای بده – نه استرس – که اثر منفی داره. بعضی از خانم‌ها فکر می‌کنن که اون‌ها نمی‌تونن باردار شن مگه اینکه همیشه در حال استراحت و ریلکس باشن، که این اصلاً حقیقت نداره. مثل خیلی از چیزهای دیگه، رعایت حدّ وسط احتمالاً بهترین چیزه – پیدا کردن یه سبک زندگی که شما رو مشغول و درگیر زندگی نگه می‌داره ولی نه اون قدر مشغول که دیگه حالت دیوانه‌کننده‌ای به خودش بگیره.

یکی از راه‌های رسیدن به اون تعادل اینه که زمان کافی برای خواب و استراحت کنار بذارین. برای داشتن خواب خوب، خیلی مهمه که از تختخوابتون فقط برای خواب و ساخت بچه استفاده کنین – نه خوندن کتاب یا تماشای تلویزیون، و به‌ویژه نه برای کار کردن تو تختخواب. این جوری شما یاد می‌گیرین که تختخوابتون رو مرتبط با استراحت و ریلکسیشن قرار بدین. قبل از اینکه تو رختخواب برین، تلفن همراهتون رو خاموش کنین و بذارینش تو یه اتاق دیگه. سعی کنین قبل از خواب، حداقل یه ساعت برای استراحت و ریلکسیشن کنار بذارین – کتاب بخونین، دوش بگیرین، یا تلویزیون تماشا کنین. انجام هر کدوم از این کارها تو تاریکی یا فقط با یه کم روشنایی مطالعه خیلی مؤثره، چون تاریکی باعث می‌شه که مغزتون بدونه که تقریباً وقت خوابه. این یعنی درست قبل از خواب، کار کردن ممنوعه چون جز در حالتی که کاملاً خسته و درمونده شده باشین، نمی‌تونین فوراً مغزتون رو خاموش کنین و به خواب برین.

انتشار خبر – یا نه

وقتی تصمیم می‌گیرین که اقدام برای بارداری رو شروع کنین، شاید یه حس فوریت درون شما ایجاد بشه که به همه بگین. شما نمی‌خواین به کلّی آدم اعلام کنین که «ما داریم اقدام می‌کنیم!»، چون همون آدم‌ها از یه ماه بعدش از شما می‌پرسن «هنوز باردار نشدین؟». شاید وسوسه بشین که به مادرتون بگین، ولی بهتره چند ماهی دست نگه دارین. اگه سریع باردار بشین، می‌تونین این خبر خوش رو با مادرتون در میون بذارین، و اگه نشین، می‌تونین رو شونه‌ش گریه کنین. مامان‌ها می‌تونن منبعی عالی برای پشتیبانی باشن، ولی گاهی هم می‌تونن شما رو نگران‌تر کنن یا توصیه‌های تاریخ گذشته‌ای بهتون بکنن. اگه به باباتون بگین چی؟ این کار رو نکنین مگه اینکه یه پدر واقعاً غیرعادی دارین. باباها همون قدر که عاشق ما هستن، یه قاعده‌ی ساده در مورد زندگی جنسی دخترهاشون دارن: اون‌ها نمی‌خوان چیزی بدونن.

شاید آخرش به نزدیک‌ترین و صمیمی‌ترین دوست‌دخترهاتون بگین، به‌ویژه اگه اون‌ها قبلاً تجربه‌ی اقدام برای بارداری رو داشته باشن. حتی اگه نکرده باشن، باید برای پشتیبانی روحی و عاطفی روی اون‌ها حساب باز کنین. دوست‌دخترها شریک جرم‌های خوبی برای وسواس نسبت به علائم باروریتون هم هستن (فصل ۳ رو ببینین). سعی کنین شوهرتون رو با جزئیات مربوط به سیکل‌هاتون گیج نکنین – هر چی اون کم‌تر بدونه، هر دوتون شادتر خواهید بود. (تو فصل ۴، بیش‌تر در این مورد حرف می‌زنم که استفاده از روش‌های وسوسه‌کننده خیلی بهتر از اینه که فریاد بزنین: «من دارم تخمک گذاری می‌کنم! بیا اینجا!»)

آیا باید به یه گروه گفت‌وگوی آنلاین از خانم‌های دیگه‌ای که دارن اقدام برای بارداری می‌کنن، ملحق شد؟ بعضی از خانم‌ها عاشق این کارن، ولی بعضی‌های دیگه دوست ندارن جزئیات مربوط به مخاط دهانه رحم رو به غریبه‌ها بگن. مطالب بیش‌تری درباره‌ی تالارهای گفت‌وگوی آنلاین تو فصل ۷ گفتم. اگه شما تو هیچ گروه گفت‌وگوی اقدام برای بارداری نبودین، حواستون باشه که اون‌ها همون قدر عاشق کلمات اختصاری هستن که ارتش عاشق اون‌هاست. (من یه برگه در این مورد تو پیوست ب آوردم.) این موضوع منجر به جمله‌هایی مثل این می‌شه « من یه بی اف پی تو او پی کی ام گرفتم، پس من و دی اچ ام بی دی. حالا تو ۲ و و هستم. دعا می‌کنم که ای اف در کار نباشه!» (ترجمه: «من جواب مثبت تو کیت پیش بینی تخمک گذاری گرفتم، پس من و شوهرم نزدیکی داشتیم. حالا تو دو هفته انتظار هستم [بعد از تخمک گذاری، قبل از تست]. دعا می‌کنم که پریودم رو نبینم.») تالارهای گفت‌وگو خیلی شبیه اقتباس رابین ویلیامز از نوع حرف زدن ارتش تو فیلم «صبح بخیر ویتنام» ئه. فقط سعی کنین موقع اقدام برای بارداری، خیلی نرین تو فاز ارتشی حرف زدن وگرنه مجبور می‌شین مدام سر شوهرتون پارس کنین: «عملیات تخمک گذاری آغاز شده! همه‌ی سربازها توجه کنن! آماده‌ی دخول قریب‌الوقوع باشین!»

برنامه ریزی در مورد زمان اقدام برای بارداری، و مدت زمانی که ممکنه طول بکشه

اگه ما خانم‌های عجول می‌تونستیم تا موقع رسیدن زمان ایده‌آل ِ اقدام برای بارداری صبر کنیم، و هیچ چیزی ما رو تو برنامه‌ی زمانیمون تحت فشار نمی‌ذاشت، می‌شدیم مثل زنی تو یه کارتون که می‌گه «نمی‌تونم باور کنم که فراموش کردم بچه دار بشم!» ولی خیلی از ما به خاطر شغلمون، یا برنامه‌های سفر، یا عروسی دوستانمون اوقات خوب و بدی در طول سال داریم که نمی‌خوایم اون موقع چاق باشیم یا استفراغ کنیم. اینکه کدوم یکی از این‌ها رو بهش اولویت بدین، البته اگه بخواین این کار رو بکنین، یه انتخاب شخصیه. یکی از کارهایی که می‌شه کرد اینه که زمان خوبی رو برای شروع اقدام مشخص کنین و براش برنامه ریزی کنین، فقط حواستون باشه که حداقل باید سه تا چهار ماه پنجره برای باردار شدن در نظر بگیرین.

موقع برنامه ریزی بارداری خودتون، احتمالاً اولین چیزی که بهش فکر می‌کنین اینه که کی زایمان خواهید کرد: آیا اون زمان، وقت خوبی برای رفتن به مرخصی زایمان هست یا نه؟ زمان خوبی برای موندن تو خونه و مسافرت نکردنه؟ یادتون باشه که بچه‌تون ممکنه یه هفته، یه ماه، یا حتی دو ماه زودتر از راه برسه. ولی فقط به تاریخ زایمان فکر نکنین. حواستون به تعهدات و برنامه‌هاتون در طول ماه‌های بعد از شروع اقدام برای بارداری، یا زمانی که ممکنه تو سه ماهه‌ی اولتون باشین و احساس واقعاً ناخوشایندی داشته باشین، هم باشه. علائم بارداری می‌تونن وقتی تقریباً شش هفته از بارداریتون می‌گذره به سراغتون بیان. احتمالاً در مورد حالت تهوع شنیدین که جزو ویژگی‌های اصلی علائم اولیه بارداری ئه. اغلب خانم‌ها خیلی خسته و بدون انرژی هم می‌شن. شوربختانه حتی اگه هر شب ۹ یا ۱۰ ساعت هم بخوابین (که می‌خوابین) باز هم خستگی و بی‌حالی از بین نمی‌ره.

علائم بارداری اولیه می‌تونه مثل این باشه که برای چند ماه دچار یه آنفولانزای بد شده باشین. واضحه که یه بخشی از این خستگی ناشی از اینه که رحم شما داره جفت جنین رو می‌سازه که بچه‌تون رو پشتیبانی خواهد کرد. (من وقتی این موضوع رو فهمیدم، فوراً از دهنم پروندم که بعد از تولد می‌خوام اون جفت جنین احمق رو زیر پام له و لورده کنم. شاید باید اون کار رو می‌کردم و ازش فیلم می‌گرفتم – احتمالاً کلیپش کلّی تو یوتیوب دیده می‌شد.) مسافرت تو سه ماهه‌ی اولتون اشکالی نداره ولی باید مرتب غذا بخورین (که به حالت تهوع کمک می‌کنه) و به همون اندازه که تو خونه می‌خوابیدین یا حتی بیش‌تر، بخوابین. شما نمی‌تونین خیلی از داروها از جمله قرص خواب رو مصرف کنین. اگه آلرژی و حساسیت فصلی دارین، سعی کنین سه ماهه‌ی اولتون (و در حالت ایده‌آل کل دوران بارداریتون) بیرون از فصل آلرژی معمولتون بیفته. اگه این کار امکان‌پذیر نیست، با دکترتون حرف بزنین که چه گزینه‌های ایمنی برای رهایی از آلرژی تو دوران بارداری دارین.

البته، تو یه جایی همه‌ی این ملاحظات ممکنه پایین فهرست اولویت‌ها قرار بگیرن و شما باید از عهده‌ی اون بربیاین. من تو دوران سه ماهه‌ی اولم تو بچه‌ی دومم مجبور شدم به خاطر مسائل کاری چند بار در ماه به سفر برم که بعضی از اون‌ها در طول کشور بودن. سعی کردم تا جایی که می‌تونم استراحت کنم و تا جایی که می‌شد با خودم غذا ببرم. خیلی سخت بود، ولی به هر حال انجامش دادم. اگه خودم می‌تونستم دقیقاً مشخص کنم که کی باردار بشم، قطعاً همچین انتخابی نمی‌کردم، ولی بعد از چند ماه اقدام برای بارداری و یه سقط جنین زودهنگام، با خودم گفتم که دیگه این چیزها مهم نیست و یه بچه‌ی سالم از همه چی مهم‌تره.

اگه الان یک یا چند بچه‌ی کوچیک دارین و از طرف دیگه دارین باز هم به باردار شدن فکر می‌کنین، احتمالاً باید خوب به این فکر کنین که چقدر بین بچه‌هاتون فاصله بندازین. چند تا تحقیق نشون دادن که وضعیت سالم‌تر اینه که حداقل ۱۸ ماه بین بارداری‌ها فاصله بندازین (یعنی حداقل ۱۸ ماه بین زایمان یه بچه و باردار شدن برای بچه‌ی بعدی، که این یعنی حداقل ۲ سال و ۳ ماه اختلاف سن بچه‌ها). این موضوع منجر به پیچیدگی‌ها و مشکلات کم‌تری مثل وزن پایین هنگام تولد می‌شه، احتمالاً به این خاطر که بدن زن وقت کافی داشته تا خودش رو بازیابی کنه و ذخیره‌های تغذیه‌ای خودش رو از اول بسازه. این می‌تونه به شما هم زمان کافی رو بده تا از هر کدوم از بچه‌هاتون، قبل از اومدن اون یکی لذت ببرین – وگرنه باردارین و به‌ندرت می‌تونین روی کاناپه دراز بکشین. بچه‌ی اول ما، وقتی که من بچه‌ی دوممون رو باردار بودم، بدجور تلویزیون تماشا می‌کرد (تم موسیقی نمایش موردعلاقه‌ اون هنوز هم بدون دلیل حالت تهوع تو من ایجاد می‌کنه). یه خانمی به من گفت «همین که باردار بشی، تمرکزت می‌ره روی بچه‌ی بعدی. پس به اون وقت بده.» البته، خیلی از خانم‌های عجول سن و سال‌دارتری که دو یا چند تا بچه می‌خوان احساس می‌کنن که اون همه وقت ندارن. اگه شما هم تو اون موقعیت هستین حداقل صبر کنین تا بچه‌تون یه سالش تموم بشه. این جوری خیلی بیش‌تر از مثلاً شش ماه یا حتی ۹ ماه بعد می‌تونین بازیابی کنین و به حالت اول برگردین، بچه‌تون یه‌جورایی به اندازه‌ی یه نوپا مستقل‌تر می‌شه، و احتمال بیش‌تری داره که سیکل‌های پریودتون بعد از پرستاری و شیر دادن به بچه به وضعیت نرمال خودش برگرده.

اولین ماه اقدام برای بارداری خودتون رو کاملاً با دقت انتخاب کنین. همین جوری فرض نکنین که شش ماه طول می‌کشه تا باردار بشین. خیلی از کتاب‌ها و سایت‌ها می‌گن که احتمال بارداری تو هر سیکل برای افراد جوان‌تر از ۳۵ سال فقط ۱۵ تا ۲۵ درصده و اگه بالاتر از ۳۵ سال باشین ۵ تا ۱۰ درصد. همین طور خیلی از اون‌ها می‌گن که برای یه زن ۳۰ ساله به‌طور متوسط ۷ ماه طول می‌کشه تا باردار بشه. من واقعاً نمی‌دونم این آمارها از کجا اومده، چون بر اساس تحقیقات منتشر شده، این آمارها اشتباهن. یه تحقیق نشون داد که خانم‌هایی که تو اواخر دهه‌ی ۲۰ یا اوایل دهه‌ی ۳۰ عمرشون بودن و حداقل هفته‌ای دو بار نزدیکی داشتن، به‌طور متوسط ظرف سه ماه باردار شدن. برای خانم‌هایی که ۳۵ تا ۳۹ سال سن داشتن، این عدد متوسط برابر با چهار ماه بود. تحقیق دیگه‌ای نشون داد که خانم‌هایی که تو اواخر دهه‌ی ۲۰ یا اوایل دهه‌ی ۳۰ عمرشون بودن و دو روز قبل از تخمک گذاری نزدیکی داشتن – و «فقط» تو اون روز از سیکل ماهانه نزدیکی داشتن – ۳۵ درصد مواقع باردار شدن. احتمال این موضوع حتی می‌تونه بالاتر هم بره اگه شما بتونین زمان تخمک گذاری خودتون رو با استفاده از تکنیک‌هایی که من تو فصل ۳ می‌گم، پیش بینی کنین. بین ۶۷ درصد تا ۷۶ درصد از خانم‌های زیر ۳۵ سالی که از زمان تخمک گذاری و بازه‌ی باروری خودشون اطلاع داشتن تو همون «ماه اول» باردار شدن. اگه شما از روش‌های آگاهی از باروری و پیش بینی زمان تخمک گذاری ای که من تو این کتاب می‌گم، استفاده کنین شانس بالایی دارین که تو همون اول کار که اقدام می‌کنین باردار بشین. پس حواستون باشه که اولین سیکل ماهانه‌تون برای اون برنامه ریزی‌ای که کردین خیلی زود نباشه. ولی این رو هم بدونین که ممکنه اون قدر خوش شانس نباشین که اولین بار موفق به بارداری بشین و اگه این طوری شد اصلاً به این معنی نیست که مشکلی وجود داره. (تازه شوهرتون هیجان‌زده هم می‌شه که یه کم بیش‌تر به این کار ادامه بده.)

اگه بیش‌تر از سه ماه می‌شه که دارین اقدام برای بارداری می‌کنین، «لطفاً» وحشت نکنین. احتمال زیادی داره که دارین تو زمان بندی اشتباه می‌کنین. حتی اگه از کیت پیش بینی تخمک گذاری، مانیتور باروری، یا نمودار باروری هم استفاده کرده باشین، باز زمان بندی شما می‌تونه اشتباه باشه. فصل ۴ بهتون می‌گه که چطور بهترین زمان نزدیکی و بارداری رو پیدا کنین – که اتفاقاً اون چیزی نیست که خیلی از منابع می‌گن هست. این احتمال هم هست که هنوز به ماه درست نرسیدین. حتی تو اون تحقیقی که نشون می‌داد ۷۵ درصد از خانم‌ها خیلی سریع باردار شدن، گفته شده که حتی با وجود اینکه زمان بندی همه چیز درست بوده باز بقیه‌ی افراد از دو تا هفت ماه طول کشیده تا باردار بشن.

با این حال باز اگه نگران این فرآیند هستین و استرس دارین، اصلاً تنها نیستین. آنه یه خانم ۳۴ ساله ست که می‌گه «من فکر می‌کردم ما همون ثانیه‌ای که نزدیکی بدون حفاظت با هم داشته باشیم، باردار می‌شیم. مامان و خواهرم هر دو تاشون همین که جلوگیری از بارداری رو کنار گذاشتن، باردار شدن.» ولی این اتفاق نیفتاد. «وقتی ۶ ماه از زمان اقدام برای بارداریمون گذشت دیگه یه حس شدید و عجله‌ای داشتم. تو ماه دهم، کم کم داشتم وحشت می‌کردم!» خوشبختانه، آنه یه کم بعدش باردار شد و یه پسر بچه‌ی سالم داشت. یه خانم جوان عاقلی رو می‌شناسم که رویکرد فیلسوفانه‌تری به این قضیه داشت: «اگه این جواب داد که جواب داد؛ و اگه مشکلی بود، راه‌های مختلف زیادی برای بچه دار شدن هست.» کاش همه‌ی ما همون قدر خونسرد بودیم.

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت + سه =