خنده‌هامان را سفارش می‌دهیم

به رستوران می‌رویم
شام می‌خوریم
حرف می‌زنیم
خاموش می‌شویم
و …
همه چیز را حساب می‌کنیم
همه چیز جز خنده‌هایی که از دهان‌هامان لب‌ریز شدند و
روی ِ میز ریختند

بگذار بمانند برای ِ شبی دیگر
که با تنی خسته و دلی گرفته می‌رویم و
خنده‌هامان را سفارش می‌دهیم

سروده شده در شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۳۸

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − نه =