حکایت ِ کوتاهی­ است مرگ

حکایت ِ کوتاهی­ است مرگ:
یک آه می­‌کِشی
و خودت را می­‌کُشی
گَلَن­‌گِدَنی که در نای ِ سینه­‌ات شلّیک می­‌شود

ولی داستان ِ رازآلودی است زنده‌گی:
آه را می‌کُشی و
عمری خود-ات را به دوش می‌کِشی
بی آن که هیچ صدای ِ شلّیکی به گوش ِ کسی رسیده باشد

سروده شده در یک‌شنبه ۰۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۰۰

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × دو =