ترس‌ها ستاره اند

ترس‌ها ستاره اند
شب‌ها
وقتی که تنهایی آلوده نی‌ست به نور ِ حضور ِ دیگران
بر من نمایان می‌شوند

ترس‌ها پیام‌بر اند
نوری از ژرفا می‌تابند
نوری از خدایانی که شاید هزاران سال ِ پیش مرده اند
با این همه هم‌چنان حکم می‌رانند
و مکّه‌ی ِ چشم‌های ِ من به پرستش ِ بتی باز می‌شود
که ابراهیم ِ اشک‌های‌ام سال‌ها پیش او را شکسته است

از این همه ستاره
کدامین است پیام‌بر ِ راستین؟
پیام‌بری که خدای‌اش هنوز در ژرفنای ِ من زنده است
و به دنبال ِ نخستین آورنده‌ی ِ ایمان است

سروده شده در شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۲۳:۳۳

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − شانزده =