انگشت‌های ِ تشبیه رو به شب بود

انگشت‌های ِ تشبیه رو به شب بود
هر جا که از زشتی سخن بود

دُش‌یاد
چون ذکر ِ روزانه
دروغ
چون خرمای ِ افطار ِ دهان‌های ِ روزه‌دار بود

خود بگو برادر!
این همه زشتی و دش‌منی
روز یا شب؟ کدام بود؟

به وقت ِ زشتی‌ها
چشم ِ خود بستیم
سیاهی ِ دیدها را
به نام ِ شب نوشتیم

سروده شده در پنج‌شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۴۶

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + 8 =