آه اگر شب ِ چشمان‌ات …

آه اگر شب ِ چشمان‌ات
شبنم شود
و چکاند طراوت را
بر گلو، این کهنه-تار ِ تاریخ،
می‌نوازم ات گوشه به گوشه
زیر و بم تر از صدای ِ تار ِ شهناز
می‌سرایم ات واژه به واژه
لیلی‌تر از شعر ِ نصرت

آه اگر تر شود جاده‌ی ِ فاصله‌ها
زیر ِ رگ‌بار ِ گریستن‌ها
برکند سیل ِ غم
هر چه شهر ِ بی‌خبر از روستا را

تا کجای ِ دنیا
شبانه می‌کشی
این جاده‌ی ِ رهاشده در ناکجا را؟

آه اگر شب ِ چشمان‌ات
شبنم شود

سروده شده در دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۰۰

درباره‌ی نویسنده

فرهاد سپیدفکر (بامَن)

نمایش همه‌ی مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + 8 =